شيرازه كردن ، دوختن و . . . كه مربوط به صحّاف مىشود ] از تو به فلان مبلغ خريدارم . « 1 »
قوله : و ظاهر : شيخ اعظم ره مىفرمايد : اينكه امام با كلمهء لن كه براى نفى ابد است ، فرمود : انّ المصاحف لن يشترى ، ظاهرش آنست كه هرگز مصحف به عنوان عوض از ثمن و پول در ملك كسى داخل نمىشود ، واحدى نمىتواند مالك آن شود و مثل ساير اموال با او معاملهء ملكيّت و ماليّت كند ، و شأن قرآن بالاتر از اينست ، و اينكه در پارهاى از روايات مذكور از قرآن به عنوان : كلام الله يا كتاب الله تعبير كرد نيز نظر به همين جهت دارد و دالّ بر تعظيم است [ شايد اين فراز توطئه و زمينهسازى براى اختيار تكليف صورى است كه بعدا خواهد آمد . ]
قوله : و كيف كان : با عنايت به اخبار مذكور ، حرمت بيع مصحف از واضحات است على الخصوص كه فقيهى مانند ابن ادريس حلّى هم كه به خبر واحد عمل نمىكند ، به اين اخبار عمل كرده و اين مؤيّد مسلّم بودن مطلب است . « 2 »
قوله : و ربّما يتوهّم : در مقابل اخبار مذكور كه ظاهر يا نص در تحريم بود ، اخبارى هم هست كه ظهور در جواز دارد و ممكن است كسى توهم كند كه اين اخبار قرينه بر خلاف شده و اخبار قبل را از ظهورش منصرف مىكند و مقتضاى جمع بين دو دسته آنست كه اخبار حرمت را حمل بر كراهت كنيم ، و اخبار مجوّز ، عبارتند از :
1 - روايت ابى بصير : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : خريد و فروش قرآنها چه حكمى دارد ؟ امام فرمود : در صدر اسلام رسم بر اين بود كه ورقى [ كه قرآن بر آن
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ، ص 114 ، باب 31 ، حديث اوّل .
( 2 ) السرائر ج 2 ، ص 218 به بعد .