تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
و امّا تحمل شهادت : هنگامى كه شخصى شاهد عادلى را دعوت مىكنند كه بر امرى از امور شاهد و ناظر باشد فى المثل بر قرض دادن ، بر پرداخت بدهى ، بر وقف كردن ، وصيّت و . . . از امورى كه اثبات آنها عند الحاكم محتاج به شهادت شهود است ، و شخص عادل اين دعوت را پذيرفته و آنجا حضور بهم مىرساند و نظارت مىكند ، اين نامش تحمّل شهادت است ، و بحثى است كه آيا تحمل شهادت هم مثل اداء شهادت ، واجب است ، يا خير ؟ اقوالى است : 1 - مشهور فقهاء آن را واجب مىدانند و براى اثبات وجوب به اين آيه تمسك مىكنند :
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا
« 1 » يعنى هنگامى كه شاهدها دعوت مىشوند نبايد امتناع داشته باشند ، و نهى دالّ بر حرمت است يعنى امتناع حرام است . امّا سئوال اينست كه : به چه چيز خوانده شوند و دعوت گردند ؟ آيا به تحمّل شهادت ؟ يا به اداء آن ؟ از اين جهت آيه مجمل و ذو احتمالين است ، و لذا بلافاصله شيخ اعظم مىفرمايد : در حديث صحيح اين آيه به دعوت للتحمّل تفسير شده است يعنى هنگامى كه براى تحمل شهادت خوانده مىشوند ، بايد بروند و نبايد امتناع كنند و اگر امتناع حرام شد پس قبول دعوت واجب مىشود و هو المطلوب « 2 » [ 2 - صاحب جواهر ره فتوى به استحباب تحمّل داده است . « 3 » 3 - و ابن ادريس فتوى به عدم وجوب و استحباب داده است « 4 » ] [ در اينجا متن روايت مشاراليه را مىآوريم : عن هشام بن سالم ، عن أبى عبد الله عليه السّلام فى قول الله عزّ و جلّ :
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ
قال قبل الشهادة و قوله :
هامش
( 1 ) سورهء بقره آيه 283 . ( 2 ) وسائل الشيعه ج 18 ، ص 225 ، كتاب الشهادات باب اوّل حديث اوّل . ( 3 ) جواهر الكلام ج 41 ، ص 182 . ( 4 ) جواهر الكلام ج 41 ، ص 180 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 219 | على محمدى خراسانى