نيست . [ به دو بيان :
1 - به بيانى كه قبلا گذشت و آن اينكه : وقتى قصد عوض آمد و داعى و محرّك بر عمل ، اخذ اجرت شد الّا و لابدّ قصد قربت از بين مىرود ، و با انتفاء آن عمل ثواب نخواهد داشت و نفعى به حال مستأجر ندارد ، و با نبود نفع هم اجاره باطل است زيرا اكل مال به باطل مىباشد و مشمول آيهء
لا تَأْكُلُوا *
است .
2 - ] به بيانى كه اينجا ذكر مىكنند : عملى را كه انسان بر آن اجير مىشود ، هرچند بالفعل لازم نيست آن را به قصد امتثال اوفوا بالعقود ، و به نيّت استحقاق مستأجر انجام دهد [ چون در توصليات ذات العمل مطلوب است و اجاره همچنين است . ] ولى لااقلّ بايد قابليّت داشته باشد كه اجير بتواند آن را به قصد امتثال امر اوفوا و به خاطر استحقاق مستأجر نسبت به آن ، اتيان كند تا عرفا صدق كند كه : به عقدش وفا كرد ، و اعمال عبادى [ چه واجب و چه مستحب ] چنين قابليّتى را ندارد .
[ به بيان اوّل كه قصد استحقاق مستأجر با قصد استحقاق الله نسبت به آن عمل منافى است . . . ] بالنتيجه عباديّات و منجمله امامت جماعت اجرتبردار نيستند .
( اخذ اجرت بر شهادت )
قوله : ثم انّ : شهادت مثل روايت دو مرحله دارد :
1 - مرحله تحمّل
2 - مرحلهء اداء امّا مرحلهء اداء شهادت : بالاتّفاق واجب است و شاهد عادل حق ندارد آن را كتمان كند و گرنه مشمول اين آيه مىشود :
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
« 1 »
هامش
( 1 ) سورهء بقره آيه 283 .