خدا دوست دارم ، حضرت عليه السّلام فرمود : و لكن من تو را براى خدا دشمن مىدارم ، آن مرد گفت : چرا يا على ؟ حضرت فرمود : بدان جهت كه تو در مقابل اذان گفتن از مسلمين اجرت مطالبه مىكنى [ و بر اذان اخذ اجرت مىكنى ] و نيز در مقابل تعليم قرآن اجرت مىگيرى . « 1 » كه از كلمهء ابغضك كسى استفادهء حرمت كند و بگويد : اخذ اجرت در مقابل اذان حرام است .
2 - روايت حمران كه مبسوط و مفصل است و در ارتباط با فساد دنيا و اضمحلال دين وارد شده [ كه زمانى مىرسد دنيا و اهل آن فاسد مىشود و دين نابود مىشود . . . ] و در فرازى از آن مىخوانيم : زمانى برسد كه مردمان اذان را در مقابل اجرت بدهند و در مقابل نماز نيز اجرت بگيرند « 2 » [ منظور امامت جماعت است كه خواهد آمد ]
قوله : و يمكن : مرحوم شيخ در مقابل مشهور مدّعى هستند كه : هيچ مانعى ندارد كه اگر ما اذان را عبادت دانستيم ، بگوئيم : اخذ اجرت در مقابل آن باعث مىشود كه ثواب اذان از بين برود ، چون اخذ اجرت با قصد قربت منافى است ، ولى اگر اذان منافع ديگرى داشت كه بدون قصد قربت هم به مستأجر و اصل مىشد از قبيل اعلام بدخول وقت ، بگوئيم : اجاره در مقابل آن صحيح است و اكل مال به باطل هم نيست ، و خلاصه ميان اثر تكليفى كه ثواب نداشتن است با اثر وضعى كه فساد اجاره باشد فرق بگذاريم و بگوئيم : ملازمهاى ميان عدم ثواب باطلان اجاره نيست و هركدام قانون خودش را دارد ، ثواب نيست چون قصد قربت نيست ، اجاره صحيح است چون براى مستأجر منفعت دارد .
قوله : نعم :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ، ص 114 ، باب 30 من ابواب ما يكتسب به حديث اوّل .
( 2 ) وسائل الشيعه ج 11 ، ص 518 ، حديث 6 ، فرازى از آن .