كنند ، كمكهاى نقدى و جنسى او را به محتاجان برساند ، و . . . كه نفس اعانت افراد نيازمند و مشى و گام برداشتن در اين طريق مستحب است و اجير مىتواند به نيت امتثال او امر استحبابى اعانة المحتاجين و . . . اين كار را بكند و مىتواند هم صددرصد به قصد اجرت آن كارها را بكند و فاعل مباشر در رساندن كمكها به مستمندان باشد ، و در هرصورت ثواب و نفع اين كارها به شخص مستأجر كه فاعل مع الواسطه و غير مباشر است خواهد رسيد باز هم اجاره صحيح است [ لوجود المقتضى و فقد المانع ]
قوله : و من هذا القبيل : عبادات مستحبه در اسلام از يك زاويه به دو بخش تقسيم مىشوند :
1 - عباداتى كه بايد خود شخص بالمباشره انجام دهد و نيابتبردار نيست همانند نوافل يوميه و . . . نسبت به اينها طبعا اجاره هم صحيح نخواهد بود .
2 - عبادات مستحبهاى كه نيابتبردار هستند از قبيل حج مستحبى كه شخصى حجة الاسلام خود را انجام داده و تا آخر عمر همه ساله فردى را نايب گرفته و به نيابت از خود به حج مىفرستد تا براى او حج مستحبى بجا آورد . و يا زيارت كه كسى را نائب مىگيرد تا ماهى يا سالى يك بار به زيارت يكى از امامان معصوم عليه السّلام برود و . . . .
حال شيخ اعظم مىفرمايد : اين گونه از عبادات مستحبه كه نيابتبردار هستند و نفع آنها هم به مستأجر و منوب عنه و اصل مىشود همانند بخش مذكور از مستحبات [ يعنى مستحب توصلى كبناء المسجد و . . . ] مىباشند و اجاره بر اينها صحيح است .
بيان ذلك : در مثل بناء مسجد و . . . نفس عمل مستحب بود و بنّاء مىتوانست به قصد همان امر استحبابى انجام دهد تا ثواب هم ببرد و مىتوانست صددرصد به قصد اجرت انجام دهد .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٠