يعنى كارى كه رسيدن نفع آن [ كه همان ثواب است ] به ديگرى [ مستأجر يا منوب عنه ] متوقف بر نيّت و قصد قربت عامل [ اجير يا نائب ] نيست بلكه چه عامل قصد قربت كند و چه قصد اجرت به حال باذل فرقى ندارد و نفع آن كار به وى خواهد رسيد [ البته بستگى دارد كه هدف خود باذل از آن كار چه باشد ؟ اگر معاذ الله قصد رياء و سمعه و . . . دارد كه خسر الدنيا و الاخرة ولى اگر قصد مقدسى دارد و هدفش تقرب به مبدأ متعال است ، آرى ثواب عمل به او مىرسد . ]
فى المثل شخص تاجرى عدّهاى معمار و بنّاء و كارگر را اجير مىكند تا براى او مسجدى بسازند كه اصل ساختن مسجد در اسلام مستحب است [ من بنى مسجدا بنى الله له بيتا فى الجنّة و . . . ] و بنّاء مىتواند به نيّت امتثال همين امر استحبابى مسجدى را بنا كند و مىتواند صددرصد به قصد اجرت مسجد بسازد ، همانطورى كه منزلى را براى كسى مىسازد در هر صورت نفع اين مسجدسازى به مستأجر و باذل مىرسد و لذا اجاره بر چنين مستحبى صحيح است .
[ چون مقتضى براى صحت موجود است و آن منفعت داشتن اين عمل و قابليت داشتن للاجارة و مانع از صحت هم مفقود است .
زيرا مانع يا مسئله قصد قربت است كه على الفرض ما نحن فيه توصلى است و قصد قربت در عمل عامل معتبر نيست ، و يا مسئله وجوب است كه با تملّك منافى است كه على الفرض مستحب است نه واجب ، و يا مسئله ملزم بودن و عدم حرمت عمل و قضيهء اكل مال به باطل بودن مانع است كه على الفرض در ما نحن فيه عمل الزامى نيست و كسى بنّاء را مجبور نكرده به بناء المسجد تا عمل المسلم محترم نباشد و . . . بلكه به طيب نفس اين كار را قبول مىكند و لذا هيچ مانعى از صحت اين اجاره نيست . ]
يا مثلا شخص ثروتمندى شخص يا اشخاصى را اجير مىكند و به آنان مزد و اجرت مىدهد و در مقابل از آنها مىخواهد كه بروند و مستمندان را شناسائى
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٩