كسى را بهر كارى ساختند ، تا در جامعه همهء كارها انجام شود كارى معطّل نماند . ]
د : صناعات شاقّه براى برخى افراد كه نازپرورده هستند و در ناز و نعمت بزرگ شده و دست از آب گرم به آب سرد نزدهاند شاقّ و طاقتفرسا است و گرنه براى افرادى كه از آغاز با سختىها نشو و نما پيدا كردهاند [ و كالشجرة البريّة شدهاند ] انجام كارهاى سنگينى باركشى ، كشاورزى و . . . اصلا شاقّه نيست بلكه خيلى هم براى آنها راحت است و يك كار معمولى براى خود تلّقى مىكنند .
پس انگيزه از اختيار كار سنگنين هميشه مسائل مالى نيست بلكه انگيزههاى گوناگون دارد .
قوله : الا ترى : شاهد بر انگيزههاى ديگر غير از جهات مالى ، آنست كه هم در خارج مىبينيم كه بسيارى از صناعات شاقّه كه از واجبات كفائى هستند از قبيل كشاورزى ، شيار كردن زمين ، درو كردن زراعت ، كوبيدن خرمن و جدا كردن كاه از گندم ، كار در معدن و . . . مزدشان از كارهاى به مراتب آسانتر ، زيادتر نيست و اى چه بسا يك منشى و كاتب مزدش بيشتر باشد .
يك سايهنشين و پشت ميزى و ادارى به مراتب مزدش بيشتر هم هست ، پس انگيزه كشاورز و غيره از انجام كار سنگين هميشه رسيدن به مزد بيشتر نيست تا بگوئيم : اگر مزد گرفتن ممنوع شد اين كارها زمين مىماند و منجر به اختلال نظام مىشود و نقض غرض است . . . پس اين وجه هم ناتمام است .
6 - قوله : السادس : توجيه ششم براى جواز اخذ اجرت در صناعات مذكور ، از مرحوم كاشف الغطاء است :
مقدّمه : واجب در تقسيمى دو قسم مىشود :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨١