غاية ما خطر ببالى عاجلا فى شرح مراد المصنف . . . « 1 » و آنچه كه ما ارائه كرديم تفسيرى بود از مرحوم آيت ا . . . العظمى خوئى « 2 » ]
2 - و گاهى عمل يك عملى است كه اگر عامل انجام دهد هرچند مستحق اجرت مىگردد ولى اين عمل مسقط واجب از عهدهء او نيست و صلاحيت براى اين منظور ندارد فى المثل كسى اجير مىشود كه نماز مغرب را مثلا از اوّل تا آخر بلند بخواند تا آنكه جاهل است كلمات را از او گرفته و نمازش را فرا بگيرد كه هدف تعليم غير است ، و آقاى اجير هم عمل را به قصد اجاره انجام مىدهد ، در اينجا اجاره صحيح است و وى مستحق اجرت مىشود ولى اين نماز به درد خودش نمىخورد و واجب را از عهدهاش برنمىدارد چون قصد قربت ندارد و لذا اگر وقت باقى است بايد نماز واجب خود را بجاى آورد و اگر وقت تمام شده او را بخاطر ترك واجب در وقت عقابش مىكنند . پس بستگى دارد كه عمل واجب صلاحيّت اسقاط وجوب را داشته باشد يا خير .
و امّا اينكه كسى مثل مشهور مدّعى شود كه مجرّد وجوب مانع از اخذ اجرت است مطلقا و تفصيلى ندهد ، ما اين را قبول نداريم و معتقديم كه بايد قائل به تفصيل شد .
قوله : فان كان : با حفظ مقدّمهء مذكور مىگوئيم : واجب يا عينى است يا كفائى ، و نيز يا تعيينى است يا تخييرى ، و نيز يا توصلى است يا تعبّدى .
حال مرحوم شيخ در رابطه با اين تقسيمات شش صورت فرض كرده و حكم هر صورت را بيان كردهاند :
1 و 2 - صورت اوّل و دوّم آنست كه واجب يك واجب عينى تعيينى باشد
هامش
( 1 ) هداية الطالب ص 123 .
( 2 ) مصباح الفقهاهة ج 1 ، ص 472 .