اين تعابير ؟
يا منظور اينست كه وجوب مذكور مؤكّد اخلاص در عمل مكلّف است ؟
يعنى اگر اجاره و اخذ اجرت نبود اخلاصش كمتر بود حالا كه عوض هم مطرح است اخلاصش بيشتر و مضاعف است ؟
اگر اوّلى مراد شما باشد خواهيم گفت : اين معنى دو اشكال دارد :
الف : هنگامى وجوب آمده از ناحيه اجاره مؤكّد اخلاص است كه يك وجوب تعبّدى باشد و با وجوب قبل از آن دمساز باشد و نتيجهاش اين باشد كه اخلاص از دو ناحيه و با دو دليل بيان شده و شرط گرديده پس حتما بايد باشد ولى متأسّفانه وجوب مذكور توصّلى است و معناى وجوب توصلى آنست كه در متعلّق آن قصد قربت شرط نشده اگرچه در مثوبت معتبر است و شرط ترتب الثواب بر عمل توصلى است ولى شرط صحت نيست و بدون آن هم عمل صحيح است ، و وقتى توصلى شد اصلا از ناحيهء اين وجوب اخلاصى مطرح نمىشود و شرط نمىگردد تا مؤكّد اعتبار و اشتراط اخلاص در عبادت بشود يا خير .
ب : اين معنى با غرض مستدلّ هم نمىسازد ، زيرا مستدل [ صاحب رياض ] كه فرمود : اخذ اجرت با قصد قربت منافى است منظور منافات در مقام عمل و امتثال بود نه در مقام اشتراط و اعتبار قصد قربت ، پس شما تير به تاريكى مىزنيد و چيزى را كه مراد مستدلّ نيست اثبات مىكنيد .
و اگر دوّمى مرادتان باشد يعنى اگر كسى عوض مالى دريافت كند اخلاصش در عمل بيشتر است . خواهيم گفت : اينهم بطور قطع و جزم خلاف واقع است زيرا كه شما را به وجدانتان ارجاع داده و از شما مىپرسيم :
آيا اگر يك عملى خالى از جهات مادّى و دنيوى [ از مال - مقام - شهرت - ريا و . . . ] باشد خالصتر و بىغلّوغشتر است ؟ يا عملى كه آميخته با جهات مادّى باشد اخلص است ؟ لا ريب در اينكه هرچه جهات ظاهرى و مادّى در يك عمل
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤١