تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كمتر باشد به همان نسبت خالصتر است . نتيجه : پس چنان نيست كه وجوب برخاسته از اجاره مؤكّد اخلاص در عمل عبادى باشد . قوله : مع انّ : تا به حال سخن از مرحلهء وقوع و لا وقوع تاكيد بود و اينكه آيا وجوب ناشى از اجاره مؤكّد اخلاص در عبادت است يا خير ؟ ثابت كرديم كه نيست ، حال قدمى جلوتر برداشته و سخن از امكان و امتناع به ميان آورده و مىگوئيم . اصولا امكان ندارد كه وجوب ناشى از اجاره مؤكّد اخلاص باشد و جمع ميان اخذ اجرت با قصد قربت ممكن نيست . زيرا كه وقتى ما تحليل مىكنيم مىبينيم وجوب ناشى از اجاره توسّط اوفوا بالعقود ثابت مىشود بدان معنى است كه بايد عمل را به عنوان وفاء به عقد اجاره انجام دهى ، يعنى با بستن قرارداد اجاره خودت را ملزم كرده‌اى كه فلان كار را انجام دهى به عنوان اينكه عوض باشد براى طرف قرارداد كه شما را اجير كرده و مبلغى را داده پس اخلاص در اينجا بدان معنى است كه شما اين عمل را كه ملك غير شده و غير استحقاق آن را يافته به عنوان اينكه او استحقاق اين عمل را دارد صد درصد به اين منظور انجام دهى . از طرفى هم معناى اقم الصلاة مثلا اينست كه اين عمل را چون خدا بر من واجب كرده و او استحقاق اين را دارد صد درصد به اين منظور انجام مىدهم و لا ريب در اينكه اتيان عمل خالصا لوجه الله و بعنوان انّ الله مستحق لهذا العمل و خالصا لوجه العوض و بعنوان انّ الباذل مستحق لهذا العمل ، ايندو با هم متنافيان هستند و از قبيل اجتماع دو علّت تامّهء مستقلّ بر معلول واحد شخصى است كه دو علت همان دو داعى است كه هم داعى و انگيزه و محرّك درونى بر عمل خدا است و هم داعى پول است ، و معلول شخصى همان يك عمل خارجى است . و چنين
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 142 | على محمدى خراسانى