تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
در عوضين در باب اجاره معتبر است دارند و تنها محذورشان مسئله وجوب است پس مقتضى موجود است ولى آيا وجوب مانع از جواز اخذ اجرت مىشود يا نه ؟ قوله : فمثل : متفرع بر سخنان مذكور اينست كه : كسى كه نماز واجب خودش را مىخواند ، يا صوم واجب خود را مىگيرد و . . . حق ندارد بر آنها اخذ اجرت كند و اين حق نداشتن نه به خاطر وجوب اين اعمال بر عامل است ، چرا كه اگر مستحب هم بود [ مثل نوافل يوميّه ، نافله شب و . . . ] باز اخذ اجرت صحيح نبود . بلكه حرمت اخذ اجرت به خاطر اينست كه : در عوض مالى كه باذل بذل كرده چيزى به او نمىرسد و قانون معامله را ندارد و اجاره سفهى است . پس پيش از آنكه بخواهد مسئله عدم جواز اخذ اجرت در مثل فرائض و نوافل مذكور مستند به وجود مانعى باشد ، قبل از آن به نبود مقتضى مستند است و نوبت به وجود مانع نمىرسد . [ فى المثل اگر فرش مرطوب است و اين مانع از سوختن آنست ولى اصلا نارى هم نيست ، در اينجا اگر گفتيم فرش نمىسوزد كسى نمىگويد بخاطر مرطوب بودن آنست بلكه مىگويند : بخاطر نبود نار است . ] قوله : و من هنا : مرحوم سيّد در حاشيه فرموده « 1 » : لا يخفى ان هذا الوجه لم يظهر ممّا ذكره فى قوله : و اعلم . . . حتى يصح منه ان يقول : و من هنا يعلم . . . مع بيان وجهه بقوله لانتقاضه . خلاصه اينكه مطالبى كه از اينجا به بعد آورده از ماقبل دانسته نمىشود تا بفرمايد : و من هنا يعلم . . . ] پس از روشن شدن موضوع مسئله مىگوئيم : بحث در اخذ اجرت
هامش
( 1 ) حاشية المكاسب للسيّد ره ص 24 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 137 | على محمدى خراسانى