بودن ] خارج شدهاند كه ذكر عيوب آنان بلامانع است .
[ در آيهء شريفه هم مؤمن در مقابل فاسق قرار داده شده و مراد از فاسق ، غير مومن است و آيه اينست :
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ
« 1 » و خلاصه مراد خبر از فاسقين مصداق اكمل آن يعنى بىدين و بىايمان است نه هر فاسقى ، پس منافى با اطلاقات نيست . ]
2 - و يا مراد از فاسقين ، آنگروه از مؤمنان هستند كه متجاهر به فسق هستند و آشكارا مرتكب فسق و فجور مىشوند كه چون خود حرمت خويش را شكستهاند شرع مقدس هم در همان جهت ، براى آنان احترامى قائل نيست و قبلا در باب غيبت گفتيم : غيبت متجاهر به فسق جايز است . و به هرحال اين خبر مطلق الفاسقين ولو غير متجاهر را شامل نيست .
قوله : و احترز : آيا هجاء مخالفين [ اهل سنّت ] جايز است يا خير ؟ شيخ ره مىفرمايد : آرى هجو مخالف روا است ، چرا كه او نزد شارع احترامى ندارد تا هتك حرمتش حرام باشد [ البته هذا اذا لم تترتّب على هجوهم مفسدة و فتنة و الّا فهو حرام بالعرض و دفعا للفتنة . ]
قوله : و كذا : انسانى كه در ظاهر مؤمن [ شيعه اثنى عشرى ] است ولى هم فاسق است و هم مبدع و بدعتگذار در دين [ و فسق او به همين خاطر مبدع بودن اوست ] آن هم به منظور اينكه ديگران اطراف او را نگيرند و فريب بدعتهاى او را نخورند و دچار انحراف و گمراهى نشوند ، آيا هجو چنين كسى براى چنان هدف مقدّسى جايز است يا خير ؟
شيخ مىفرمايد : آرى جايز است [ دليل نمىآورند ولى در مسئله 9 و 14 يعنى
هامش
( 1 ) سورهء سجده آيه 18 .