شيعيان به مخالفين افتراء بسته و نسبتهاى ناروا مىدهند ،
امام عليه السّلام فرمود : خوددارى كردن از مخالفين زيباتر است ، يعنى افتراء و قذف حرام نيست ولى نگويند زيباتر است .
سپس فرمود : به خدا سوگند اى ابا حمزه به استثناء شيعيان ما ساير انسانها همگى اولاد زنا هستند ، سپس فرمود : ما اصحاب الخمس هستيم [ خمس مال ما است و به نص قرآن :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
« 1 » ] و ما خمس را بر همهء مردم حرام كردهايم مگر بر شيعيان خود . « 2 »
هدف مرحوم شيخ از نقل اين روايت در واقع اقامهء شاهدى است بر دو توجيه مذكور در مورد حديث باهتوهم . . . و مىفرمايند : صدر حديث ابى حمزة دليل بر جواز افتراء بر مخالفين است كه منظور از افتراء همان قذف و نسبت ناروا دادن است [ با اينكه مخالف هم براى خود عقد ازدواجى و مقرراتى دارد و طبق مسلك خود زانى نيست و . . . ]
منتهى جواز را با كراهت دلالت دارد يعنى افتراء و قذف مكروه است تركش بهتر است آنجا كه فرمود : الكّف عنهم اجمل ،
ولى ذيلا امام اشاره كردهاند به اينكه تا راهى براى صدق گفتار باشد نوبت به كذب و افتراء نمىرسد و صدق اولى است به اينكه مراد از ولد الزنا به آن معناى متعارف نيست [ كه مخصوص زناى حقيقى است ]
بلكه مراد اعم از زناى حقيقى و تنزيلى است يعنى غير شيعه چون خمس مالش را نمىدهد و براى او هم حلال نيست
قهرا خمس مال على الاشاعه در ميان اموال او هست ، و وى از اين مال طعام مىخورد و چون مال حرام است پس نطفه از راه حرام منعقد شده و منظور از ولد
هامش
( 1 ) سورهء انفال آيهء .
( 2 ) الكافى ج 8 ، ص 285 ، حديث 431 .