قوله : و لا فرق : آيا در حكم مذكور [ حرمت هجاء مؤمن ] فرقى هم ميان مؤمن فاسق [ اهل فسق و فجور و مرتكب عاصى مثل غيبتكننده و . . . ] با غير فاسق وجود دارد ؟
مىفرمايند : خير ، فرقى نيست و هجاء هر دو كس حرام است .
[ زيرا كه ادلّهء اربعهاى كه براى حرمت هجاء آورديم تماما داراى عموم يا اطلاق بوده و هجاء مؤمن را مطلقا حرام مىدانست و در هيچكدام قيد نشده بود كه مؤمن عادل باشد و مخصصّ يا مقيّدى نه متصل و نه منفصل وجود ندارد و به حكم اصالة العموم و الاطلاق مىگوئيم : هجاء مؤمن فاسق هم حرام است . ]
قوله : و امّا الخبر : اين جمله دفع توهّمى است و آن اينكه : چگونه شما فرموديد فرقى ميان عادل و فاسق نيست در حالى كه ما خبرى داريم مبنى بر اينكه : محصّوا ذنوبكم بذكر الفاسقين « 1 » يعنى گناهانتان را با ذكر و ياد فاسقان و گنهكاران بشوئيد ، كه امر به ذكر فاسقين و تشويق به آنست و بديهى است كه مراد از ذكر فاسقين بيان خوبيهاى آنها نيست بلكه بيان گناهان و عيوب آنها [ و عبرت گرفتن و توبه كردن ] است پس به حكم اين خبر شمارش عيوب فاسق از مؤمنين جايز بلكه راجح است و فرق است ميان عادل و فاسق .
مرحوم شيخ مىفرمايد : [ از آنجا كه مطلقات و عمومات تحريم الهجاء فراوان و در مقام بيان هم وارد شدهاند و معذلك تقييدى نداشت ما به آنها اخذ كرده و مىگوئيم : اين خبر به تنهائى قدرت مقاومت در برابر آنهمه را ندارد و نمىتواند مخصّص يا مقيّد باشد ، بناچار بايد در ظاهر اين حديث توجيه و تصرّفى صورت پذيرد تا با ادلّهء اربعه منافى نباشد و توجيه آن به يكى از دو امر است : ]
1 - يا منظور از فاسقين آن كسانى هستند كه از ايمان [ شيعهء اثنى عشرى
هامش
( 1 ) مفتاح الكرامة ج 6 ، ص 64 به نقل از حواشى شهيد .