و چه نباشد كه بهتان است ، باز چه در قالب شعر باشد يا نثر و اين در فرضى است كه هجاء نقطهء مقابل مدح باشد و مدح يعنى ستايش و هجاء يعنى نكوهش و سرزنش چه بما فيه يا بما ليس فيه ، بالشعر و غيره كه صحاح اللغة اينچنين معنى كرده « 1 »
2 - هجاء عبارتست از بيان و شمارهء عيوب و نقائص ديگران مطلقا يعنى چه به عيوبى كه در او هست و چه آنها كه در او نيست ، ولى تنها در قالب شعر ، و كتابهائى نظير قاموس « 2 » و نهايهء ابن اثير « 3 » و مصباح المنير « 4 » همين معنى را گفته و هجاء را تخصيص زدهاند كه با شعر باشد [ شايد وجه اين تخصيص آن باشد كه در عرب جاهلى معمولا هجوها در قالب شعر انجام مىگرفت لذا تقييد كردهاند و گرنه دليلى بر تخصيص وجود ندارد . ]
3 - محقق ثانى در جامع المقاصد « 5 » فرموده : هجاء آنست كه معائب شخصى را برشماريم امّا فقط نسبت به عيوبى كه در او وجود دارد ، آن هم فقط در قالب شعر [ و گرنه هجاء گفته نمىشود ]
مرحوم شيخ مىفرمايد : اين بيان خالى از تأمّل نيست [ زيرا كه معناى لغوى كلمه عامّ است و وجهى براى اين تخصيصها وجود ندارد . ]
د : سه بحث قبلى راجع به موضوع مسئله يعنى واژهء هجاء بود
و امّا بحث حكمى : شيخ اعظم مىفرمايند : هجاء مؤمن به حكم ادلّهء اربعه حرام است زيرا
هامش
( 1 ) الصحاح ج 6 ، شمارهء 2533 .
( 2 ) القاموس المحيط ج 4 ، ص 405 .
( 3 ) النهايه لابن الاثير ج 5 ، ص 248 مادّه هجا .
( 4 ) المصباح المنير ج 2 ص 348 مادّه هجا .
( 5 ) جامع المقاصد ج 4 ، ص 26 .