باب سبّ مؤمن و باب غيبت روايت آوردند كه :
قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله : اذا رأيتم اهل الريب و البدع من بعدى فاظهروا البرائة منهم و اكثروا من سبّهم و القول فيهم و الوقيعة . . . ] منتهى جواز هجو بدعتگذار حدودى دارد و آن اينكه : بايد به عيوبى كه در او هست اكتفا شود
[ مثلا اگر اهل نماز نيست بگوئيم : فلانى كه اينهمه ادّعاى روشنفكرى دارد نماز نمىخواند ، يا فلانى كه ادّعاى اسلامشناسى دارد تمام مبانىاش ريشههاى مادّى و ماركسيستى دارد و . . . ] و حق نداريم هر بهتانى و خلاف واقعى را به او نسبت دهيم و هر دروغى را دربارهاش بگوئيم ،
بدليل اينكه ادلّهء حرمت كذب كه در مسئله 18 گذشت اطلاق و عموم داشت و دروغ را مطلقا حرام مىكرد و فرقى بين موارد نمىگذاشت پس ما نحن فيه را هم شامل است .
قوله : و ما تقدّم : اين جمله دفع اشكالى است :
امّا اشكال : چگونه مىفرمائيد : بهتان زدن و دروغ بستن به بدعتگذار در دين جايز نيست ، در حالى كه طبق روايت رسول خدا كه در باب غيبت [ و نيز در باب سبّ المؤمن ] ذكر شد رسول خدا در حق بدعتگذاران فرموده بود :
باهتوهم لكيلا يطمعوا فى اضلالكم . . . يعنى حتى اگر شده به آنان بهتان بزنيد [ و دروغ ببنديد و نسبتهاى ناروا بدهيد . ] تا در مسير گمراه كردن شما گام برندارند و در شما طمع نكنند ؟ پس به حكم اين حديث هجاء بدعتگذار مطلقا جايز است چه بما فيه و چه بما ليس فيه .
و امّا دفع : [ با توجّه به اينكه اطلاقات و عمومات تحريم كذب و بهتان خيلى زياد است و با يك حديث نتوان به جنگ آنها رفت ، ناگزير بايد همان ادلّهء حرمت را گرفت و مثل ما فتوى به حرمت بهتان و افتراء داد و اين حديث را به نحوى
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٤