لعب شامل حركاتى از قبيل حركات و بازيهاى كودكانه مىشود [ كه بى جهت دست خود را حركت مىدهد ، دست و پا مىزند ، صداهايى درمىآورد ، با پستانك بازى مىكند و . . . ] كه از قواى شهوانى سرچشمه نمىگيرد [ بلكه طبيعت كودك آن را ايجاب مىكند و گرنه كودك دو ساله كه شهوت ندارد . ]
و لهو شامل حركاتى مىشود كه نفس از آنها متلذّذ مىشود و از قواى شهوانى سرچشمه مىگيرد [ نظير همان رقص و پايكوبى و . . . ]
قوله : و قد ذكر : غير واحدى از علماء « 1 » فرمودهاند : اين آيهء شريفه مىفرمايد :
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
« 2 » در حقيقت اشاره به پنج دورهء هشت ساله در زندگى انسان است :
هشت سال اول زندگى : لعب و سرگرميهاى كودكانه .
هشت سال دوّم زندگى : لهو و بازيهاى ناشى از لذّت و شهوت .
هشت سال سوّم : زينت و مداومت بر زيبايى لباس ، كفش ، كلاه ، موى سر ، و . . .
هشت سال چهارم : تفاخر و فخرفروشى و به رخ كشيدن داشتهها .
هشت سال پنجم : تكاثر و افزودن بر اموال و اولاد است .
قوله : و كيف كان : لعب به هر معنايى كه باشد ، احدى از فقهاء فتوى به حرمت مطلق لعب نداده است مگر ابن ادريس [ كه فرمود : ان اللعب بجميع الاشياء قبيح ] و شايد مراد او از لعب همان لهو باشد و الّا اگر مرادش مطلق لعب باشد اقوى كراهت آنست نه حرمتش [ چون هر لعبى با كمال انسان منافى است و لذا مرجوح است . ]
هامش
( 1 ) تفسير صافى ج 5 ص 137 ، تفسير كبير ج 30 ص 233
( 2 ) سورهء حديد آيه 20