2 - سرزنش كسانى كه واقعا مستحق ستايش هستند مثل مذمّت بر ايثار و كرم و شجاعت و . . .
3 - سرزنش كسى كه نه مستحق مدح است و نه ذمّ .
قسم اوّل بلامانع است ولى دو قسم بعدى حرام است ولى مرحوم شيخ اين را جدا نمىآورند چون در عناوينى از قبيل سبّ المؤمن ، هجاء المؤمن و . . .
داخل است .
و امّا مدح نيز سه شعبه دارد :
1 - مدح كسانى كه حقيقتا استحقاق مدح دارند ، اين حتما بلامانع است چون بيان كمالات شخص است مگر اينكه موجب ايذاء و اذيّت ممدوح باشد كه در آن صورت حرام است ، و مگر اينكه نيّت مادح پليد باشد و قصد مدّاحى و تملّق داشته باشد كه باز پليد است و رسول مكرّم اسلام فرمود : هنگامى كه مدّاحان و چاپلوسان را ديديد خاك بر چهرهء آنان بپاشيد .
2 - مدح كسانى كه مستحق مدح نيستند ولى استحقاق مذّمت هم ندارند .
3 - مدح كسانى كه نه تنها مستحق مدح نيستند بلكه استحقاق سرزنش دارند .
مورد بحث همين دو قسم است ، مرحوم شيخ مىفرمايد : علّامه ره اين را در زمرهء مكاسب محرّمه آورده است « 1 » [ شايد اشاره باشد به نكتهاى كه در رابطه با تطفيف بيان كردند كه :
شايد ذكر تطفيف و مدح و نظاير آنها در باب مكاسب محرّمه استطرادى باشد و حقيقتا اكتساب بدانها مرسوم نباشد ، و شايد هم واقعى باشد و تطفيف واقعا شغلى و وسيلهء امرار معاشى باشد به آن جعل نفسه كيّالا او وزّانا فيطفّف للبايع . . .
هامش
( 1 ) التذكرة ج 1 ص 582 ، القواعد ج 1 ص 121 و التحرير ج 1 ص 161