تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
قواى شهوانى يا غرض عقلايى نداشتن ملاك تحريم باشد اين حرام است ولى اگر شدّت فرح ملاك باشد اين حرام نيست . قوله : و اعلم : مجموعهء واژه‌هاى مستعمل در اين باب پنج واژه است : 1 - لهو 2 - باطل 3 - عبث [ ظاهرا اين سه يكى است و جدا ذكر نشده . ] 4 - لعب 5 - لغو مرحوم شيخ اين دو واژه را هم بررسى مىكنند : امّا لعب : همانطور كه در معناى لهو گفتيم به قول بعض از اهل لغت [ صحاح و قاموس ] لعب با لهو مترادف‌اند . [ پس هر حكمى لهو داشت لعب هم دارد . ] ولى شيخ اعظم مىفرمايد : در قرآن مجيد در آياتى چند اين دو را بر يكديگر عطف كرده است : گاهى لهو بر لعب عطف شده و گاهى بالعكس [ يك نمونه از آيات ذيلا خواهد آمد و قبلا نمونه‌هايى را آدرس داديم . ] و قانون تعاطف تغاير است يعنى معطوف عليه غير از معطوف است [ پس ترادف مردود است ] و شايد واژهء لهو و لعب از قبيل ظرف و جارو و مجرور يا فقير و مسكين باشد كه اذا افترقا اجتمعا و اذا اجتمعا افترقا يعنى هرگاه در عبارتى يكى بدون ديگرى ذكر مىشود از آن معناى عامّى اراده مىشود كه شامل ديگرى هم هست ، و هرگاه مجتمع در ذكر مىشود افتراق در معنى پيدا مىكنند و از هر كدام معنايى اراده مىشود . و شايد آن معناى جدا كه هركدام دارند اينست كه :