تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
قوله : و لكن : تا اينجا بحث حكمى به پايان رسيد و حرمت لهوى فى الجمله مسلمّ شد و امّا بحث موضوعى : در اينكه مراد از لهو چيست ؟ سه احتمال ذكر مىكنند : 1 - مراد از لهو مطلق لعب و بازى باشد [ چه بازيهايى كه از قواى شهويه و تمايلات نشأت مىگيرد و چه سرگرميهاى كودكانه كه به مقتضاى شهوت نيست ، و آنجا هم كه منبعث از قواى شهوى است چه موجب شدّت فرح باشد و چه به اين درجه نرسد . ] صحاح « 1 » و قاموس « 2 » لهو را به معناى مذكور گرفته‌اند . مرحوم شيخ مىفرمايد : اينكه مطلق لعب حرام باشد هم قولى است شاذّو مخالف با فتواى مشهور [ و تنها ابن ادريس آن را تحريم كرد . ] و هم مخالف با سيرهء مستمرّه است . و دليل مخالف بودن آنست كه : لعب عبارتست از حركاتى كه غرض عقلايى در آنها نيست [ و براى يك هدف دينى يا دنيوى انجام نمىپذيرد [ اين معنى شامل بازى با محاسن ، با قلم ، با تسبيح ، و . . . مىشود . ] و لاخلاف در اينكه كسى فتوى به حرمت چنين حركاتى نداده است . 2 - قوله : نعم : مراد از لهو خصوص آن حركاتى باشد كه از قواى شهويه منبعث مىشود و موجب شدّت فرح و شادمانى و سرمستى مىگردد از قبيل رقصيدن ، كف زدن ، دف زدن ، بجاى آن زدن به طشت و ايجاد طرب و هرآنچه كه مفيد اين فايده باشد . قدر متيقّنى كه بلااشكال حرام است همين قسم مىباشد . 3 - مراد از لهو مطلق حركات باشد كه غرض عقلائى ندارد و ضمنا از قواى شهوانى منبعث مىشود ولى موجب شدّت فرح و رقص و پايكوبى و . . . هم نمىشود ، چنين قسمى هم حرمتش مورد ترديد است زيرا كه اگر انبعاث آن از
هامش
( 1 ) صحاح اللغة ج 6 ص 2487 « لها » ( 2 ) القاموس المحيط ج 4 ص 388 « لها »
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 555 | على محمدى خراسانى