تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
ب : ملاهى جمع ملهى و اسم فاعل باشد يعنى كارهايى كه انسان را به خود سرگرم مىكند . ج : ملاهى جمع ملهى و اسم مفعول باشد يعنى سرگرميها . . . د : ملاهى جمع ملهاة و اسم آلت باشد يعنى آلات لهو و لعب . . . مرحوم شيخ احتمال الف و ب و ج را تأييد مىكنند و طبق هركدام مراد از ملاهى كارهاى لهو و لعب و سرگرم‌كننده است كه از كبائر به حساب آمده و مطلوب ما هم همان است . و احتمال چهارم را ردّ مىكنند به اينكه : در ادامهء حديث براى ملاهى مثال زده به غناء كه غناء يعنى خوانندگى و فعل انسان است نه آلت و ابزار كار . 3 - و مانند روايت قبل است روايت عيون اخبار الرضا « 1 » كه در بيان گناهان كبيره وارد شده و ضمن آن اشتغال به ملاهى را آورده و طرز استدلال همانند . كيفيّت استدلال روايت قبلى است [ اين روايت را شيخ در رسالهء عدالت كه در پايان مكاسب ص 333 ص 334 ذكر شده مبسوطا آورده‌اند . ] و در ارتباط با سند آن مىفرمايند : حسنة است [ راوى آن امامى ممدوح است ] امّا مثل صحيحه است [ در حجيّت و اعتبار ] و بلكه صحيحه است [ راويان آن امامى عدل هستند . ] 4 - حديثى كه در مبحث قمار و در ضمن روايات آن باب آمد كه : كلّما الهى عن ذكر الله فهو الميسر ، و كارهاى لهوى عموما انسان را از ياد خدا باز مىدارند پس ميسر هستند [ يعنى در حكم او هستند كه حرمت باشد . ] 5 - شخصى از امام عليه السّلام پرسيد : مردى در طلب شكار سفر كرده و با بزاة [ جمع باز ] و صقور [ شاهين ] دنبال شكار است اين چه حكمى دارد ؟ امام فرمود : اين آدم در جهت لهو و لعب مسافرت كرده و نبايد نمازش را
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ج 2 ص 127