تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
پس مىتوان گفت : مسابقهء مذكور لهو و لعب است « صغرى » و لهو و لعب حرام است « كبرى » پس مسابقهء مذكور حرام است . « نتيجه » قوله : و الاخبار : عمده دليل ما بر حرمت لهو ، اخبار و روايات فراوانى است كه در اين مسأله وجود دارد و ذيلا به نمونه‌هايى اشاره مىكنيم : 1 - فرازى از روايت تحف العقول كه در آغاز كتاب مكاسب ذكر شد و آن فراز اينكه : و ما يكون منه [ مقدّمهء فساد است ] و فيه [ در خود آن شيئ فساد است ] الفساد محضا و لا يكون منه و لا فيه شيئ من وجوه الصلاح فحرام تعليمه و تعلّمه و العمل به و اخذ الاجرة عليه . يعنى چيزهايى كه جز فساد از آنها نمىآيد و هيچ جهت صلاحى در آنها نيست [ همين جمله محل شاهد است كه در لهو و لعب جهت صلاح و غرض عقلايى دينى يا دنيوى نيست . ] ياد دادنش ، ياد گرفتنش ، عمل به آن ، اخذ اجرت بر آن [ باز عمل كردن محل شاهد است ] حرام مىباشد و كارهاى لهوى هم اين چنين است ، پس مشمول اين فراز مىشود . [ البته فراز ديگر هم مؤيّد است كه فرمود : و كل مبيع ملهوبّه كه گرچه خصوص مبيع را آورده ولى تعليق الحكم بالوصف مشعر به عليّت است كه علت حرمت مبيع لهوى بودن آنست ، پس هر لهوى حرام است و هو المطلوب . ] 2 - روايت اعمش كه در مبحث غناء گذشت و در آن روايت امام عليه السّلام از جملهء كبائر مسئله اشتغال به ملاهى را آورده بود آن هم ملاهى اى كه انسان را از ياد خدا باز مىدارند همانند غناء و آوازخوانى و مانند ضرب الاوتار جمع وتر به معناى كمان است كه وسيله‌اى از آلات غناء است . كيفيّت استدلال : در كلمهء ملاهى چهار احتمال وجود دارد : الف : ملاهى جمع ملهى و مصدر ميمى باشد يعنى لهوها و كارهاى لهوى .