تسخير و استخدام كردهاند ] و آن جنّى خبرهاى آينده را مىداند و به كاهن القاء مىكند .
2 - و برخى ديگر بر اين باورند كه امور و حوادث را با يك سلسله مقدّمات و اسباب مىدانند و از راه همين اسباب بر مواقع [ محلّ وقوع ] حوادث استدلال مىكنند مثلا از كلام سائلى كه از آنها سؤالى كرده مطلب را مىيابند يا از راه فعل و عمل او و يا از حال او [ مثل فالگيران كه در هند مخصوصا خيلى رايج است ] و نام اين دسته را علاوه بر كاهن ، عراّف گويند اى الذى يدّعى معرفة الشيئ المسروق و مكان الضالة و . . . « 1 »
اكثر فقهاء در تعريف كاهن بيانى دارند كه علامه در قواعد آورده و آن اينكه : كاهن كسى است كه براى او رأيىّ از جن است كه اخبار [ آينده و گذشته ] را برايش مىآورد . « 2 »
فاضل مقداد در التنقيح فرموده : همين تعريف علّامه در قواعد ميان فقهاء مشهور است « 3 » علّامه در تحرير اين تعريف را به قيل نسبت داده « 4 » كه دالّ بر شذوذ است و منافى با قول فاضل مقداد است .
حال كلمهء رأىّ بر وزن صبّى از باب رأى يرى مشتق است و در عرب گفته مىشود : فلان رأىّ القوم يعنى فلانى صاحب رأى آنان است كه آنان رأى و نظر را از او مىگيرند . بعضىها گفتهاند : « 5 »
گاهى كلمهء رأىّ به كسر راء گفته مىشود از باب تبعيّت راء از همزهء يعنى همزهء اين كلمه مكسور است راء را هم كسره مىدهيم . قاموس گفته : كلمهء راىّ
هامش
( 1 ) نهاية ابن اثير مادهء كهن ج 4 ص 216
( 2 ) قواعد الاحكام ج 1 ص 121
( 3 ) التنقيح الرائع ج 2 ص 13
( 4 ) التحرير ج 1 ص 161
( 5 ) ابن اثير در نهايه ج 2 ص 178 ماده رأى