تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
1 - راست 2 - دروغ 3 - اصلاح بين الناس ، به حضرت عرض شد : فدايت شوم ، اصلاح بين الناس چگونه است ؟ امام فرمود : سخنى از زيد به بكر رسيده و بكر از آن بابت آزرده خاطر گرديده و بر او گران آمده [ اگر فتخبت باشد به معناى تذلّل و تواضع است و اگر فتخبث باشد خبث يعنى سنگينى ، خبيث النفس اى ثقيلها ] و دارد آن سخن را براى شما بازگو مىكند شما به او مىگويى : اتّفاقا من بر خلاف اين سخنان از زيد شنيده‌ام ، در محضر زيد بودم كه دربارهء شما چنين و چنان گفت و به نيكى از شما ياد كرد و . . . « 1 » و اين سخن كه به شما رسيده شايد از يك نمّام و سخن‌چين بوده است و . . . تا بدين وسيله اصلاح كنى . نكته : اينكه اصلاح را قسيم صدق و كذب قرار داد از باب اينست كه مراد از كذب ، كذب اثردار و مورد مؤاخذه است و چون كذب اصلاحى اين آثار را ندارد كانّ كذب نيست ، از طرفى صدق هم كه قطعا نيست ، پس امر ثالثى مىشود . باز لسان ، لسان حكومت است . 6 - مرحوم شيخ صدوق در كتاب اخوان به سند خودش از امام رضا عليه السّلام آورده : گاه شود كه مرد دروغى گويد و به ضرر برادر دينىاش تمام شود در اين صورت آن راستگو نزد خداوند دروغگو محسوب مىشود [ گناه كذّاب را دارد ] و اى چه بسا مردى دروغ بگويد و بدين وسيله نفعى به برادر دينىاش برساند [ از قبيل اصلاح ذات البين ] چنين دروغگويى ، نزد خداوند راستگو به حساب مىآيد . « 2 » باز لسان لسان حكومت است و كذب نافع و سودمند كانّ اصلا كذب نيست .
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 579 حديث 6 ( 2 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 580 حديث 10 باب 141