الف : مثال فرضى : فرض كنيد اهل سنّت دعا عند رؤية الهلال را واجب مىدانند و از معصومين عليهم السّلام هم امرى در اين باره رسيده به اين عنوان كه : صلّ عند رؤية الهلال ما آن را بر استحباب و بيان حكم واقعى حمل مىكنيم .
ب : اهل سنّت امورى را ناقص و مبطل وضو مىدانند و مىگويند : هرگاه يكى از اين امور حادث شد وضو واجب مىشود مثلا خون دماغ ، حجامت كردن ، تقبيل الرجل امرئته بشهوة ، مسّ فرج الزوجة ، مسّ الانثيين ، مذى ، ودى و . . .
حال در رابطه با يكى از اينها اگر از امام عليه السّلام امر به وضويى صادر شد ، باز دارالامر ميان حمل بر وجوب و قبول كذب مصلحتى ، و ميان حمل بر استحباب و خلاف ظاهر و توريه كردن ولى با نياوردن قرينه ، دوّمى متعيّن و انسب به منزلت امام عليه السّلام است .
( اصلاح ذات البين )
قوله : الثانى : دوّم از مسوغات كذب عبارتست از ارادهء اصلاح ، اگر شخصى درصدد اصلاح ذات البين برآمده و مىخواهد ميان زن و شوهر ، دو دوست ، دو قبيله ، دو ملّت و . . . ايجاد انس و الفت و آشتى نمايد و بغضاء و خصومت و كينهتوزى را از بين ببرد مىتواند به اين منظور دروغ بگويد ، و قبل از بيان ادلّة الجواز مىگوييم :
آيات و روايات وارده در اين رابطه سه دسته مىباشند :
1 - لسان برخى از ادلّه اينست : انّما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم . . . « 1 » در اين آيه روى اصلاح ذات البين تكيه شده و نسبت آن با كذب
هامش
( 1 ) سورهء حجرات آيهء 10