تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
بعيده تصريح كرده‌اند كه اين مىتواند قرينه‌اى باشد بر حمل احاديث تقيّه‌اى بر خلاف ظاهر ، به عنوان نمونه يكى از تصريحات را مىآوريم : امام عليه السّلام فرمود : النافلة فريضة يعنى نافله‌ها هم فريضه و واجب هستند . ظاهرش اينست كه همهء نوافل و نمازهاى مستحبى هم بايد اتيان شود . شنونده از شنيدن اين سخن فريادش بلند شد [ كه واى بر ما تا به حال ترك واجب مىكرديم ؟ ] امام عليه السّلام فرمود : منظورم خصوص نماز وتر [ ركعت آخر نافلهء شب ] آن هم بر خصوص پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله است « 1 » ملاحظه مىكنيد كه اين محمل چقدر از آن ظاهر فاصله دارد ولى امام آن را اراده كرده ، پس اخبار تقيّه‌اى را هم مىتوان بر آن حمل كرد . قوله : و من هنا : از اينجا ما به يك قاعدهء كليّه منتقل مىشويم و آن اينكه : در كليّهء مواردى كه از امام عليه السّلام در مقام تقيّه امرى صادر شده و ظهور در وجوب دارد ، و امر دائر است ميان اينكه آن را بر ظاهرش حمل كرده و بگوييم : امام عليه السّلام دروغ مصلحتى فرموده ، يا اينكه آن را بر خلاف ظاهرش يعنى مثلا استحباب حمل كنيم و بگوييم : مراد امام عليه السّلام استحباب است و آن هم حكم واقعى است و دروغ نگفته منتها در ظاهر قرينهء استحباب را نياورده و شنونده را به اشتباه انداخته است . در همهء اين موارد راه دوّم متعيّن و با شأن امام عليه السّلام متناسب است كه كلام او را از كذب بودن خارج مىسازد و تقيّه هم به همين مقدار ادا مىشود كه از كلام معناى مجازى را اراده كند [ مثلا از امر استحباب را ] و در ظاهر قرينه‌اى نياورد . و نوبت به حمل كلام امام عليه السّلام بر كذب مصلحتى نمىرسد . اينك چند نمونه از اين موارد :
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 3 ص 49 باب 16 حديث 6
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 527 | على محمدى خراسانى