تنها ايرادى كه بر اين مطلب ما وارد مىباشد دو امر است :
1 - قوله : لولا استبعاد ايراد اوّل : تقييد آنهمه مطلقات باب خوف به فرض خوف اضطرارى و تساقط آنها در خوف غير اضطرارى ، خيلى بعيد است .
به سه بيانى كه قبلا در يصعب على الفقيه بيان كرديم ، و وجه سوّم آن را وعده داديم .
اگر مطلقات را به فرض خوف اضطرارى اختصاص دهيم بايد بگوييم خوف موضوعيّت ندارد و اضطرار ملاك است و بالنتيجه اين موضوعى كه در روايات آمده لغو خواهد بود و حمل كلام معصوم بر لغويت نشايد و لذا براى خروج از لغويت اينها را به اطلاق اخذ مىكنيم و از خير مفهوم شرط در اين گونه موارد مىگذريم .
2 - قوله : فتأمل : ايراد دوّم كه با فتأمل آمده اينست كه : مگر هر تعارضى منجر به تساقط و رجوع به عمومات مىشود . كسى را رسد كه بگويد : در مادّهء اجتماع مطلقات رجحان دارد و مقدّم مىشود از باب اينكه دلالت آنها اقوى و منطوقى است ، سندها معتبرتر است ، تعداد بيشتر است و . . . پس نوبت به عمومات حرمت نمىرسد .
باز نتيجه بر خلاف رأى مشهور است و با امكان توريه هم كذب جايز است .
قوله : مع امكان : ممكن است ايراد اوّل را به اين نحو پاسخ دهيم كه : خير تقييد مطلقات خيلى هم بعيد و وحشتآور نيست و مىتوان آنها را به خوف اضطرارى حمل كرد .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥١٥