مىكنيم . ]
بيان ذلك : ما در اينجا دو دسته روايات داريم :
1 - مطلقات جواز كذب عند الخوف كه بدلالت منطوقى و مطابقى دلالت دارد بر اينكه در مقام خوف بر مال و جان خود يا ديگران مىتوانى دروغ بگويى و قسم دروغ بخورى مطلقا يعنى چه توريه برايت ميسّر باشد يا نه ، به عبارت ديگر چه خوف شما به حدّ اضطرار و عجز از توريه برسد و چه به اين درجه نرسد .
2 - خصوص روايت سماعه از امام صادق عليه السّلام [ اين روايت را مرحوم شيخ در فراز قبلى آوردهاند كه ما قبلا وعده داديم كه در جاى خود يعنى فراز سوّم بياوريم و شرح كنيم و اينك به وعده وفا مىكنيم ] امام عليه السّلام فرمود : هرگاه مردى در مقام تقيّه قسمى بخورد اين قسم به حال او ضرر نخواهد داشت البته مشروط بر اينكه مكره يا مضطر به قسم گردد [ راجع به اكراه و اضطرار بعدا بحث خواهيم كرد . ] سپس به صورت قانون كلى فرمود :
ليس شيئ مما حرّم الله الّا و قد احلّه لمن اضطر اليه « 1 » كه قبلا در ادلّهء اربعهء جواز كذب عند الضرورة به اين ذيل اشاره شد . و فعلا با صدر كار داريم .
قوله : و غيرها : يعنى روايات ديگرى هم به مضمون روايت فوق وجود دارد . « 2 » حال اين روايات به صورت جملهء شرطيه مىگويد : اگر مكره يا مضطر شدى كذب جايز است ، و مفهوم جمله شرطيه آنست كه : پس اگر مضطر نبودى كذب جايز نيست .
[ قوله : المستلزم . . . يعنى دلالت مفهومى و التزامى دارد . ]
آن هم مطلقا يعنى چه خوف باشد ولى به حدّ اضطرار و عجز از توريه نرسد
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 16 ص 165 باب 12 حديث 18
( 2 ) وسايل الشيعه ج 11 ص 468 باب 25 حديث 2