الف : يك عنوان حسنى در ضمن آن محقق شود و بر كذب منطبق شود نظير انقاذ نفس نبى يا وصى يا ولى و حفظ جان و مال و . . .
ب : اين عنوان حسن در حدّى باشد كه حسن و بايسته بودن آن بر قبح كذب بچربد و چيره شود و [ على احد المبنيين كه قبح كذب ذاتى بوده و بماند ولى تحت الشعاع باشد يا اعتبارى بوده و از بين برود كه قبلا ذكر شد ] همانند مثال مذكور كه مصلحت حفظ نفس و مال و عرض بر مفسدهء كذب غلبه دارد .
ج : و تحقّق آن عنوان حسن هم صد در صد بر تحقّق كذب متوقف باشد يعنى كذب مقدّمهء منحصرهء آن امر اهمّ باشد و راه ديگرى نداشته باشيم تنها با وجود اين سه عامل عقل مىگويد : الكذب سائغ .
و در ما نحن فيه عامل سوّم منتفى است زيرا كه راه منحصر به كذب نيست و تحقق عنوان حسن منحصرا وابسته به كذب نيست بلكه راه توريه هم مفتوح است و لذا كذب مقدّمهء منحصره نيست و از قبح خارج نمىشود . در نتيجه عقل هم كذب را با عجز از توريه تجويز مىكند نه مطلقا اين بود دو وجه قول مشهور .
قوله : و هذا الحكم : مرحلهء دوّم از سه مرحلهاى كه در اينجا طى شده اينست كه : شيخ اعظم در اين فراز ، با رأى مشهور مخالفت كرده و مدّعى هستند كه : قضيّهء وجوب توريه بر متمكّن از آن ، اگرچه فى نفسه حكمى متين و نيكو است .
ولى به سه بيان ما آن را ردّ مىكنيم و ثابت مىكنيم كه براى دفع ضرر و ضرورت كذب جايز است مطلقا يعنى اگرچه متمكن از توريه باشيم ، و سپس دو وجه مشهور را هم جواب مىدهيم .
[ در اين مرحله قدرى ترتيب بحث را بر هم مىزنيم تا انسجام حفظ شود . ]
امّا سه بيان :
1 - اطلاقات باب قسم دروغ براى حفظ مال و جان : اگرچه مقتضاى ادلّهء
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٠٦