كه : الضرورات تبيح المحظورات ، و اين تعبير به عمومش كذب عند الضرورة را شامل است .
ج : اخبار مستفيضه يا متواترهاى كه [ على اختلاف المبانى ترديد را آورده ] دلالت دارند بر اينكه : انسان مىتواند براى دفع ضرر مالى از خودش يا برادر دينىاش حتى قسم دروغ هم بخورد . « 1 » پس دروغ بدون قسم ، به منظور دفع ضرر و ضرورت بطريق اولى جايز خواهد بود .
و امّا الاجماع : شيخ اعظم ره مىفرمايد : اجماع در اين مسأله آشكارتر از آنست كه كسى ادّعا نمايد يا آن را از قول ديگران حكايت كند [ يعنى هم اجماع محصل و هم منقول در مسأله وجود دارد و احدى از مسلمين در آن ترديد ندارند . ]
و امّا العقل :
عقل هر عاقلى مستقل است به اينكه : دروغ مصلحتآميز ، به از راست فتنهانگيز .
بيان ذلك : ترديدى نيست در اينكه دروغ به عنوان اينكه دروغ است ، قبيح و ناپسند مىباشد .
ولى اگر امر دائر شد ميان اينكه آدمى دروغ بگويد و اين امر ناپسند را مرتكب شود تا در نتيجه مايهء حفظ جان و مال و آبرو و . . . گردد ، يا اينكه راست بگويد و بدين وسيله جان و مال خود يا مسلمان ديگرى را به خطر اندازد در اينجا دوران امر ميان كذب و از دست دادن آبرو يا سرمايه يا جان است و هر دو قبيح است .
اينجا است كه عقل مىگويد : بايد اقلّ القبيحين يعنى آن كارى كه قبحش كمتر است را انتخاب كنى و مرتكب شوى ، [ عاقل كسى نيست كه از ميان دو خير
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 16 باب 12 روايات