با سخنان و اظهار علاقه و دوستى است نسبت به كفّار و . . . و اين دروغ است ولى در مقام تقيّه جايز است كه تبرّى را زير پا گذاشت ، پس در مقام تقيّه ارتكاب كذبهاى كوچكتر بطريق اولى جايز است .
[ نكته : مدّعا اضطرار به كذب است ولى آيهء اوّل روى كلمهء اكراه تكيه كرده و چنان كه خواهد آمد اكراه غير از اضطرار است ، البته على المشهور ولى بر مبناى شيخ ولو اكراه غير از اضطرار است ولى در ما نحن فيه ولو به حدّ اضطرار هم نرسد باز به مجرّد اكراه كذب جايز است و لذا عنوان مجوّز اوّل را قدرى بايد توسعه داد .
و در آيهء دوّم روى كلمهء خوف و تقيّه تكيه شده كه باز اعمّ از اضطرار است كما سيأتى .
ولى بر مبناى شيخ مجرّد خوف از ضرر ، مجوّز كذب است چه خوف اضطرارى و چه غير آن لذا به عقيدهء شيخ استدلال به دو آيه تمام است . ]
و امّا روايات : شيخ مىفرمايد : اخبار و رواياتى كه دلالت دارند بر اينكه :
عند الضرورة كذب جايز است ، بيش از اندازه بوده و از شماره بيرون است ولى به عنوان نمونه به سه طايفه اشاره مىكنند :
الف : قوله عليه السّلام : ما من شيئ الّا و قد احلّه الله لمن اضطر اليه . « 1 »
كيفيّت استدلال : شيئ نكرهء در سياق نفى و مفيد عموم است ، و به عمومش كذب را شامل است ، و هيچ چيزى نيست مگر اينكه خداوند آن را براى مضّطر حلال قرار داده است [ مراد حليّت ظاهرى است و مفاد اين حديث جواز بالمعنى الاخص است . ]
ب : روايات فراوانى « 2 » كه اين مضمون مشهور از آنها گرفته شده است
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 16 ص 165 باب 12 حديث 18
( 2 ) وسايل الشيعه ج 16 باب 12 روايات