تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
اين باشد كه كسى عملا در برابر بتها سجده كند در حال اضطرار جايز است ، آنگاه مىگوييم : اگر گناهى به اين بزرگى كه شرك و كفر به خدا است در حال اضطرار تجويز شده به حكم آيه ، پس دروغ گفتن كه نوعا جرمش كمتر است به طريق اولى جايز خواهد بود . ب : مراد از كفر ، كفر لسانى و تكلم به كلمات شرك و كفر باشد كه اگر كسى قلبا مؤمن است ولى زبانا مجبور شده و اظهار كفر نموده اشكالى ندارد و تحت تعقيب و مجازات الهى واقع نمىشود . حال اين خود مصداق اكمل دروغ است كه چيزى را كه مطابق واقع نيست به زبان آورده است و اگر در مقام ضرورت چنين كذبى جايز بود پس كذبهاى ديگر به طريق اولى جايز است [ البته فى الجمله نه بالجمله زيرا كذب عند الضرورة كه به قتل نبىّ يا وصىّ منجر شود مجوزّى ندارد . ] آيهء دوّم :
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً .
« 1 » ترجمه : مؤمنان حق ندارند كافران را به عنوان اولياء و دوستان خود بگيرند و كسى كه چنين كند از خدا بريده است ، مگر اينكه از آنان بترسيد و در مقام تقيّه باشيد . كيفيّت استدلال : به دو بيان به اين آيه نيز مىتوان تمسّك كرد : الف : مراد از اتّخاذ ولىّ ، اتخاذ عملى باشد كه عملا با كفار دوست شده و تولّى و تبرّى را كنار گذاشته ، با آنان مراوده داشته باشند ، حال چنين چيزى حرام است مگر در مقام تقيّه ، و اگر در حال تقيّه چنين گناهى جايز باشد ، پس كذب [ باز فى الجمله نه بالجمله ] در مقام تقيّه و خوف بطريق اولى جايز خواهد بود . ب : مراد اين باشد كه با كفار دوست شوند و رفت‌وآمد كنند كه قهرا همراه
هامش
( 1 ) آل عمران آيهء 27
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 496 | على محمدى خراسانى