قال : فقال : ابو عبد الله عليه السّلام : ما عندكم فيها يا صيقل ؟
قلت : ما عندنا فيها الّا التسليم ، فقال انّ الله احبّ اثنين و ابغض اثنين : احب الخطر فيما بين الصفين و احبّ الكذب فى الاصلاح و ابغض الخطر فى الطرقات و ابغض الكذب فى غير الاصلاح ، انّ ابراهيم انما قال بل فعله كبيرهم هذا ارادة الاصلاح و دلالة على انهم لا يفعلون . . . « 1 »
و در نتيجه اين دو قصهء ابراهيم و يوسف از توريه بودن خارج مىشوند .
2 - در خصوص روايتى كه در تفسير قول ابراهيم وارد شده بود دو مشكله مطرح است كه مرحوم شهيدى آورده و به علت تفصيل نياورديم « 2 » ]
3 - باز طبق نقل احتجاج طبرسى : از امام صادق عليه السّلام در رابطه با اين آيه پرسيده شد :
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
« 3 » يعنى اى كاروانيان شما دزد هستيد . از امام پرسيده شد كه اين كلام يوسف صديق است و پيامبر خدا كه دروغ نمىگويد : پس چگونه قافله برادران را كه از مصر بار گندم به كنعان حمل مىكردند دزد ناميده ؟
امام عليه السّلام فرمود : [ منظور يوسف اين نبود كه آنها پيمانهء ملك را دزديدهاند گرچه از ظاهر كلام همين بذهن مىآيد بلكه منظور اينست كه : ] آنها يوسف را از پدرش يعقوب سرقت كردند [ و اين معناى بعيدى است و هركس را توان فهميدن آن نيست . ] و اين كذب نيست .
و شاهد بر اين اينكه مراد از لسارقون ، سرقت پيمانه نيست ، آنست كه :
عمّال ملك گفتند :
قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ
« 4 » يعنى پيمانهء ملك را گم كرده و در
هامش
( 1 ) هداية الطالب ص 102
( 2 ) هداية الطالب ص 101 و 102
( 3 ) سورهء يوسف آيهء 70
( 4 ) سورهء يوسف آيهء 72