كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ
« 1 » حال در اين ماجرا از امام صادق عليه السّلام سؤال شد :
قصه چيست : آيا واقعا بت بزرگ بتها را درهم شكسته بود ؟ يا اينكه معاذ الله ابراهيم خليل دروغ گفت ، و در واقع خود او اين كار را كرده بود ؟
امام عليه السّلام فرمود : خير نه بت بزرگ آن كار را كرده بود ، و نه ابراهيم دروغ گفت .
مردى از امام عليه السّلام پرسيد : چگونه است كه نه اين و نه آن ؟
امام فرمود : جناب ابراهيم به صورت جزمى و حتمى نفرمود : بل فعله كبيرهم ، بلكه بصوت تعليقى فرمود : بل فعله كبيرهم ان كانوا ينطقون ، يعنى اگر اين بتها ناطق و سخنگو هستند بزرگشان اين بلا را سر آنها درآورده است ، مفهومش اينست كه اگر ناطق نيستند پس بزرگ آنها اين كار را نكرده ، و واضح است كه آنها نطق نكردند و نداشتند ، و ابراهيم هم دروغ نگفت كه مسأله را به امر محالى تعليق كرد . « 2 »
[ دو نكته : 1 - طبق اين روايت نفى كذب از ابراهيم يك نفى موضوعى و حقيقى است ولى طبق بعض روايات ، نفى كذب در قول ابراهيم ، [ و بعدا خواهد آمد در قول يوسف ، ] صرفا نفى حكمى است و گرنه موضوعا كذب است ولى كذب به منظور ارادهء اصلاح حرام نيست تا پيامبر خدا مرتكب نشود و آن اين روايت كافى است به سندش از على بن ابراهيم به سند متصل از حسن صيقل :
قال : قلت لابى عبد الله عليه السّلام : انا قدر وينا عن ابى جعفر فى قول يوسف ايتّها العير انّكم لسارقون ، فقال و الله ما سرقوا و ما كذب ، و قال ابراهيم : بل فعله كبيرهم هذا . . . فقال و الله ما فعلوه و ما كذب .
هامش
( 1 ) سورهء انبياء آيهء 63
( 2 ) احتجاج طبرسى ج 2 ص 105