باطل متكلم خبر نداشت و نمىدانست كه خلاف ظاهر ، مراد متكلم است ، خيال مىكند همين ظاهر ، مراد است . و براساس آن قضاوت مىكند كه اين كلام كذب است ، ولى باز هم توصيف خبر به كذب از سوى سامع نه به لحاظ اينست كه : ظاهر كلام و آنچه مستفاد از ظاهر است موضوعيّت دارد ، بلكه بخاطر اينست كه : شنونده خيال مىكرد : همين ظاهر هم مراد متكلم است و لذا قضاوت مىكند ، پس بالاخره ملاك در صدق كذب مراد و مقصود متكلم است نه ظاهر كلام ولو مراد نباشد و مراد متكلم بودن هم اعمّ است از اينكه به حسب واقع و نفس الامر چنين باشد يا لااقل در اعتقاد سامع اين گونه باشد .
[ البته در اينجا مباحث ديگرى در ارتباط با صدق و كذب مطرح است كه از طرح آنها خوددارى مىشود . ]
قوله : و مما يدّل : قبلا ادّعا شد كه توريه كذب نيست و دليل هم اقامه شد كه : كذب چيست ؟
و توريه كدام است ؟ ولى علاوه بر مطالب مذكور در اينجا براى اثبات اين مدّعا كه توريه كذب نيست ، به رواياتى چند تمسك مىكنيم :
1 - روايت اجتجاج طبرسى : روز معيّنى كه روز جشن و شادمانى مردم بابل و ستاره پرستان آن سامان بود ، همه مردم به رسم هميشگى از شهر خارج شدند ، جناب ابراهيم از فرصت استفاده كرده وارد بتخانه شد و بتهاى ريز و درشت را درهم كوبيد ، مردمان وقتى به شهر بازگشتند و به بتكده رهسپار شدند ، آن وضع آشفته بتها را ديدند ، در جستجو برآمدند كه : من فعل هذا بآلهتنا ؟
بالاخره اين نتيجه رسيدند كه : فتى يقال له ابراهيم ، جوانمردى كه نامش ابراهيم است اين كارها را كرده ، ابراهيم احضار مىشود ، أانت فعلت هذا بآلهتنا يا ابراهيم ؟ آيا تو اين كار را كردى ؟ قهرمان توحيد پاسخ مىدهد :
بَلْ فَعَلَهُ