تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
شيخ اعظم ره مىفرمايد : اين ادّعا هم ممنوع است زيرا مناط حرمت كذب مجرّد اغراء به جهل نيست بلكه اغراء به ضميمهء عدم مطابقت خبر با واقع موجب حرمت كذب است و يا نفس همين عدم مطابق بودن موجب حرمت است و يكى اغراء از حكمتهاى حكم است نه علّت و مناط آن ، و اگر اين شد اين ويژگى عدم مطابقت در توريه نيست ، پس مناط حرمت كذب را هم ندارد . فلاوجه لحرمة التورية فى الشريعة . قوله : و ذكر بعض : در اينكه ملاك در صدق و كذب يك خبر ، و اتّصاف آن به راست يا دروغ بودن چيست ؟ دو نظريّه در ميان اصوليّين مطرح است : 1 - مشهور مىگويند : ملاك صدق و كذب همان واقع و نفس الامر و مراد واقعى و اصلى و جدّى متكلّم است و اگر كلام با مراد و مقصود اصلى متكلم تطابق داشته باشد صدق است و گرنه كذب مىباشد ، و روى اين مبنا كه مختار مرحوم شيخ هم هست ، توريه كذب نخواهد بود زيرا كلام با مراد واقعى متطابق است . فى المثل كسى كه مىگويد : رأيت حمارا و مراد واقعىاش رجل بليد است و كلمهء حمار را در او استعمال كرده و در ظاهر هم قرينه‌اى نياورده كذب نيست ، يا كسى كه مىگويد : فلانى اينجا نيست و از كلمهء اينجا جلو درب منزل را اراده مىكند دروغ نيست ولو شنونده از كلمهء اينجا چيز ديگرى برداشت مىكند و خيال مىكند كه مراد گوينده آنست كه : فلانى در منزل نيست و اين برداشت را به ظاهر كلام مستند مىكند ولى ملاك واقع و مراد جدّى است و به لحاظ آن كذبى در بين نيست . 2 - بعض الافاضل يعنى مرحوم محقق قمى در قوانين « 1 » ملاك و ضابطه را
هامش
( 1 ) قوانين الاصول ج 1 ص 419 التنبيه الاوّل