و دليل آن ادّعا را مىآورند كه قبلا آورديم و آن اينكه : در باب توريه خبرى كه مىدهد و مىگويد : آقا اينجا نيست . . . به اعتبار معناى مستعمل فيه آن [ كه لفظ هيهنا را در مكان خاصى از منزل استعمال كرده كه همين دم درب باشد . ] مخالف واقع نيست بلكه مطابق واقع است و شخص موّرى خلاف واقع نگفته ، و اين مخاطب است كه نتوانسته مقصود متكلم را دريابد و از كلام او چيزى را فهميده كه خلاف واقع است و خيال كرده كه متكلم به او دروغ گفته در حالى كه اين چنين نيست [ و ما ضامن برداشت شنونده نيستيم . ]
بنابراين توريه غير از كذب است چون در كذب كلام را در معناى خلاف واقع استعمال مىكند .
قوله : نعم : توريه از باب كذب حرام نيست [ چون موضوعا بيرون است . ] آرى اگر مفسدهء ديگرى بر آن مترتب شود آن هم مفسده ملزمة و لازم الاجتناب ، از آن باب حرام خواهد بود و گرنه از باب توريه بودن حرام نيست .
قوله : اللّهم الّا : براى حرمت توريه سه راه وجود دارد :
1 - موضوعا داخل در كذب باشد و مشمول ادلّهء حرمت كذب باشد ، اين راه مردود شد .
2 - مفسدهء ملزمهء ديگرى بر آن مترتب شود . در اين فرض هم كه توريه موضوعيت ندارد .
3 - موضوعا كذب نباشد ولى ملاك حرمت كذب در او باشد يعنى همان عاملى كه موجب حرمت كذب است همان عامل موجب حرمت توريه باشد و آن مسأله اغراء و واداشتن مخاطب به جهل و سردرگمى است و به وحدت مناط توريه حرام باشد .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 485
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٨٥