او گفت : بايد با چشم مجنون ليلى را ببينى سپس قضاوت كنى . ]
اگر اين باشد مىگوييم : كسى كه به اعتقادش فلانى ماهپاره است و روى عقيده اخبار مىكند نتوان او را تكذيب كرد و گفت كه او دروغ مىگويد ، آرى با نبود چنين اعتقادى كذب است .
( توريه )
قوله : و امّا التورية 6 - ششمين و آخرين مطلب محور اوّل ، پيرامون توريه است :
[ توريه در لغت به معناى ستر است و در مجمع البحرين مىخوانيم :
وريّت الخبر بالتشديد تورية اذا سترته و اظهرت غيره ، حيث يكون للفظ معنيان احدهما اشيع من الآخر و تنطق به و تريد الخفى « 1 » ]
و در اصطلاح عبارتست از اينكه : متكلّمى لفظى را بگويد و از آن معنايى را اراده كند [ چه حقيقى يا مجازى ] كه مطابق واقع است ، ولى قصد متكلم از القاء اين لفظ آنست كه مخاطب خلاف آن معناى منظور نظر متكلم را بفهمد [ فكانّ المتكلم وارى مراده عن المخاطب باظهار غيره ، و حيل اليه انه اراد ظاهر كلامه ] حال اين خلاف مقصود متكلم ، يك معنايى است كه لفظ ظهور در آن دارد نزد هر مخاطبى ، يا نزد مخاطب خاصى به مقتضاى عادت و امثال آن لفظ ظهور در آن دارد و متكلم اين ظاهر مرادش نيست و چيز ديگرى مراد او است ، ولى مخاطب را به اشتباه مىاندازد .
مثلا شما در مورد كسى حرفى زدهايد ، و اين حرف به گوش او رسيده و اينك در مقام بازخواست شما مىگويد : شما فلان حرف را زدى ؟ شما مىگوييد :
هامش
( 1 ) مجمع البحرين مادّهء ورى