بلغت ما بلغت يعنى حتى اگر يك را صد يا هزار يا ميليون كند . ] دروغ محسوب نمىشود و موضوعا خارج است [ و الوجه فى خروج المبالغة باقسامها عن الكذب هو انّ المتكلّم انّما قصد الاخبار عن لبّ الواقع فقط ، الّا انّه بالغ فى كيفية الاداء ، فتخرج عن الكذب موضوعا .
يعنى شخص متكلّم و مخبر در اصل اخبارش دروغ نمىگويد و از متن واقع خبر مىدهد ، منتها طرز اخبارش اينست كه در نحوه اداء مطلب و بيان زيبايى شخص زيباروى ، زشتى شخص قبيح المنظر ، علم عالم و . . . خيلى مبالغه مىكند . پس در اصل اخبار كاذب نيست . ]
قوله : و ربّما : گاهى مبالغه در ادّعاء داخل در كذب مىگردد و آن در فرضى است كه مبالغه بكلّى بىجا باشد و ملاك آنكه وجه شبه است منتفى باشد ، مثلا انسانى است قبيح المنظر و زشت چهره و از جمال ظاهرى اصلا بهرهاى ندارد ، حال شخصى در مقام مدح و ستايش او بگويد : فلانى مثل قرص قمر مىماند ، ماهپاره است ، در زيبايى نظير ندارد و . . . معلوم است كه اين گفتار دروغ است .
قوله : الّا اذا : باز در همين فرض هم ممكن است بگوييم : كذب نيست ، چرا كه انظار متفاوت است و همانطورى كه ذائقههاى افراد متفاوت است و هركدام مزهاى را مىپسندد ، شامّهها مختلف است و هركدام از بويى لذت مىبرد ، سليقهها مختلف است و هركس از رنگى خوشش مىآيد و . . . هكذا ديدها در باب حسن و قبح ، زيبايى و زشتى متفاوت است و اى چه بسا فردى را كه شما قبيح المنظر ميدانى ديگرى بسيار از او خوشش آمده و او را حسن و جميل المنظر مىداند .
[ به مجنون گفتند : ليلى آنقدرها هم زيبا نيست كه تو در راه عشق او و به عشق وصال او ديوانه شدهاى .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 481
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٨١