مانع هستند از اينكه آدمى طعم ايمان را بيابد .
در نتيجه عمده دليل حرمت كذب هزلى همان مطلقات است .
( مبالغه )
قوله : ثم انّه بطور كلى مطالبى كه در محور اوّل در مسأله كذب مطرح است ، شش مطلب مىباشد :
1 - آيا كذب از كبائر است يا از صغائر ؟ مبسوطا بحث شد .
2 - آيا وعده دادن كذب است يا خير ؟ بحث شد .
3 - آيا خلف وعده كذب است يا خير ؟ بحث شد .
4 - آيا كذب هزلى هم حرام است يا خير ؟ بحث شد .
5 - مطلب پنجمى كه الآن مطرح است راجع به مبالغه در گفتار است :
اشخاصى هستند كه در مقام ادّعاء اهل مبالغه و افراط و زيادهروى هستند ، فى المثل از شخصى چند نفر در اين شهر مذمت كردهاند ، او مىگويد : فلانى در اين شهر اصلا محلّى از اعراب ندارد ، يا ميوهء شيرينى است ، در مقام تعريف مىگويد : از عسل شيرينتر است ، يا استادى را درك كرده و از خرمن دانش او بهره برده است ، در مقام توصيف مىگويد : فلانى علّامهء دهر است ، من كه نظير او را سراغ ندارم ، ما در روزگار عقيم است از اينك مثل او را بزايد ، و . . .
چه در باب مدح من يستحق المدح و چه ذم من يستحق الذّم ، خيلى مبالغه مىكند ، يا مثلا دو سه بار آمده يا تلفن كرده و زيد در منزل نبوده ، وقتى به او مىرسد مىگويد : فلانى كجا بودى كه من صد بار آمدم درب منزل شما ؟ و . . .
حال آيا مبالغه در ادّعاء كذب است يا خير ؟
شيخ اعظم ره مىفرمايد : مبالغه در ادّعاء هرچه هم كه زياد باشد [ و ان