بر تحريم اكاذيب مضحكه است و واضح است كه چنين اكاذيبى غالبا هزلى و از نوع كذب در مقام هزل است نه بدواعى ديگر ، معذلك رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن را تحريم كرد . منتها اين روايت هم ضعف سند داشت كه قبلا ذكر شد .
4 - روايت خصال ، به سندش از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله حضرت فرمود :
من ضامن يك قصرى هستم در عاليترين درجهء بهشت ، و قصرى در وسط بهشت و قصرى در رياض الجنّة و باغهاى بهشت [ كه جنات عدن باشد كه مخصوص كسانى است كه تجارت پيشه بوده و عبادت را به قصد بهشت و حورالعين و . . . كردهاند . ] براى كسانى كه داراى سه ويژگى باشد :
1 - كسى كه مراء [ مجادلهء همراه با خصومت و تعصّب و لجاجت ، كه هر طورى شده مىخواهد حرف خود را به كرسى بنشاند چه از راه حق و چه باطل ، چه برهان و چه مغلطه ] را ترك كند حتّى اگر بر حق باشد . [ پس بطريق اولى در صورت بر باطل بودن بايد ترك كند . ]
2 - كسى كه كذب را ترك كند حتى اگر هزلى باشد . [ محل شاهد همين فراز است . ]
3 - و كسى كه اخلاقش پسنديده باشد . « 1 »
البته از اين حديث حكم فقهى نتوان استفاده كرد و بيشتر جنبهء اخلاقى دارد و دالّ بر حرمت كذب هزلى نمىشود .
4 - آخرين دليل هم اينست كه : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود :
مرد مزهء ايمان را نمىچشد و نمىيابد مگر اينكه دروغ را چه در مقام جدّ يا هزل كنار بگذارد و ترك كند . « 2 »
از اين حديث هم حرمت كذب استفاده نمىشود ، زيرا كه مكروهات نيز
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 568 باب 135 حديث 8
( 2 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 577 باب 14 حديث 2