تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
3 - قوله : ثم انّ : كذب گاهى در مقام جدّ است ، مثل اينكه شخصى در هنگام معامله و داد و ستد به دروغ مىگويد : اين كالا را به فلان مبلغ خريدارى كرده و به فلان قيمت مىفروشم ، و اى چه بسا قسم دروغ هم مىخورد . يا مثلا در محكمه حاضر شده و شهادت بناحقّ مىدهد يعنى مىگويد : فلانى قاتل نيست و بهمانى قاتل است ، يا براى لطمه زدن به آبروى كسى بدروغ بر او بهتان مىبندد و . . . كه در تمامى اين موارد ، شخص كاذب و دروغگو جادّ است نه هازل ، او كه با كسى شوخى ندارد ، به جدّ دروغ مىگويد ، و براساس انگيزه‌هاى مادّى و نژادى و شخصى و . . . كه دارد مرتكب كذب مىشود . ولى گاهى كذب در مقام هزل و شوخى و مزاح است و صرفا به منظور تفريح و شوخى دروغ مىگويد و انگيزهء ديگرى ندارد ؟ حال بحث در اينست كه : آيا كذب مطلقا حرام است چه جدش و چه هزلش ؟ يا در مقام جدّ حرام است نه در مقام هزل ؟ شيخ اعظم مىفرمايد : از ظاهر دو روايت اخير [ در اينجا مسامحه در تعبيرى پيش آمده زيرا كه منظور شيخ دو روايت مرسلهء سيف بن عميرة و روايت حارث اعور است و ايندو اخيرين نيستند چون ميان آنها روايت صحيحهء ابن حجاج وجود دارد ] يعنى روايت مرسلهء سيف و روايت حارث ، و مخصوصا از ظاهر مرسله سيف [ چون تعبير به اتقّوا كرده كه امر به اتقّاء و اجتناب از كذب است و اگر اجتناب واجب شد پس ارتكاب حرام مىشود چه جدّش و چه هزلش . ] استفاده مىشود كه كذب مطلقا حرام است چه در مقام جدّ و چه هزل . قوله : و يمكن : كذب در مقام هزل دو صورت دارد : 1 - گاهى شخص هازل واقعا در مقام اخبار است و كلام را به قصد حكايت