بر ترك و عدم وفاء است و در دل عدم وفاء را پنهان كرده و مضمر داشته و اظهار نمىكند .
شيخ مىفرمايد : اگر بر وعده ، كذب صدق كند تنها اين فرض است كه زبانا وعده مىدهد ولى قلبا بنابر ترك دارد چنين وعدى كذب است و مراد حديث همين فرض است . و آيهء شريفه هم كه مىفرمايد :
كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون « 1 »
مرادش همين فرض است كه حين القول و الوعد بنا بر عدم انجام دارد .
قوله : بل الظاهر : تا به حال قبول كرديم كه بر وعده هم كذب صادق است منتها با فرض اضمار عدم الوفاء ، حالا بابل اضراب مىگوييم : اصلا وعده حقيقتا كذب نيست . زيرا وعده و وعيد از مقولهء انشاء است و صدق و كذب وصف خبر و از مقولهء اخبار است و لذا بالمطابقه نتوان گفت : وعده صدق است يا كذب .
قوله : و انّ اطلاق : و اگر كسى بگويد : پس چرا در حديث مذكور بر وعده اطلاق كذب شده ؟
شيخ مىفرمايد : به يكى از دو صورت آن را جواب مىدهيم :
الف : يا مىگوييم : از آنجا كه وعدهء كذايى [ با اضمار عدم وفاء ] در حكم كذب است و همانطور كه كذب حرام است آن هم حرام است ، لذا اطلاق كذب شده و كانّ كذب است يعنى حكم او را دارد و حرام است .
ب : و يا اينكه وعده و لو بالمطابقه انشاء است ولى بالملازمه اخبار است و هر انشائى مستلزم يك اخبارى است يعنى منبئ است از چيزى در قلب منشئ و چون وعده بالملازمه دالّ بر وقوع فعل است در آينده و از طرفى وى در درون عازم بر عدم وفاء است لذا كذب مىشود . و اين اختصاص به وعده ندارد در ساير
هامش
( 1 ) سورهء ممتحنه آيهء 3