حضرت عليه السّلام فرمود : خير ، هيچ كس نيست مگر اينكه از او چنين دروغى صادر مىشود . [ محل شاهد همين است كه يعنى اين دروغ خيلى مهمّ نيست و چيزى است كه از هركس چه بسا صادر مىشود حتى از عدول ] و لكن كذابّ كسى است كه مطبوع بر كذب است يعنى دروغ طبيعى و جبلّى او شده و عادت شده است « 1 » [ طبق نسخهء مكاسب : المطوّع يعنى طوعا و رغبة و تسليما و ميلا دروغ مىگويد ، كه باز منظور همان است كه عادت او شده است . ]
كيفيّت استدلال : اينكه امام فرمود : ما من احد الّا . . . دليل آنست كه كذب از گناهان صغيرهاى است كه از هركس صادر مىشود نه اينكه از كبائر باشد .
ب : روايت حارث اعور از على عليه السّلام : حضرت فرمود : دروغ چه در مقام جدّ و چه در مقام هزل و شوخى شايسته نيست . و يكى از شما به فرزندش وعدهاى ندهد و سپس وفا نكند ، چرا كه كذب انسان را به فجور مىكشاند ، و فجور هادى انسان بسوى آتش است . و پيوسته يكى از شما دروغ مىگويد تا اينكه گفته مىشود : فلانى دروغ گفت و فاجر شد . « 2 »
كيفيّت استدلال : از فراز انّ الكذب يهدى . . . و فراز مازال احدكم . . .
استفاده مىشود كه خود كذب فى نفسه كبيره نيست بلكه اگر هادى به فجور شد ، اگر اصرار بر آن شد كمكم موجب فجور و نار مىگردد . پس كذب از صغاير است .
حال با اين طائفهء چهارم چه كنيم ؟ طائفهء اوّلى كذب را مطلقا از كبائر دانست و اين طايفه كذب را مطلقا از صغاير دانسته و متعارضند ، چه بايد كرد ؟
مرحوم شيخ اينجا را محاسبه نمىكنند .
ولى مسأله روشن است و بدلايل عديده طائفه اوّلى مقدّم است !
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 573 باب 140 حديث 9
( 2 ) وسايل الشيعه ج 8 ص 577 باب 140 حديث 3