اوّلا دلالت آن طائفه قويتر است و اظهر يا نصّ است و يقدّم على الظاهر .
ثانيا تعداد طائفه اولى به مراتب بيشتر است و مقدّم است .
ثالثا وقتى دو طائفه روايات متعارض شد و يكدسته موافق ظواهر قرآن بود همان مقدّم است و به حكم خذ ما وافق الكتاب و اترك ما خالفه ، ما دستهء اوّل را مىگيريم كه موافق قرآن است و نتيجه آنست كه : كذب از كبائر است مطلقا .
قوله : و لا يعدّن : در ارتباط با اخبار مذكور ، به سه نكته اشاره مىشود :
1 - وعده : آيا وعده دادن [ يعنى همين كه كسى به ديگرى بگويد : انشاء الله به منزل شما خواهم آمد ، انشاء الله فلان چيز را خواهم خريد و . . . ] متصف به كذب مىشود يا خير ؟
شيخ مىفرمايد : از ظاهر حديث حارث اعور استفاده مىشود كه : آرى وعده هم قابل اتصاف به كذب است ، زيرا فرمود :
و لا يعدّن . . . سپس تعليل كرد به اينكه : انّ الكذب .
حال آيا مطلقا قابل اتصاف به كذب است ؟ شيخ مىفرمايد : خير ، وعده صورى دارد : الف : شخصى به فرزندش مثلا وعدهاى مىدهد و در حين وعده عازم بر وفاء به آن است و ضمنا موفق به انجام آن هم مىشود در اين صورت كه صدق و انجاز وعد است و كذب صدق نمىكند .
ب : وعده مىدهد و مصمّم به وفاء است ولى بعدا در حين عمل موانعى پيش آمده و وى موفق به انجام آن نمىشود در اين فرض هم كسى نمىگويد كه فلانى دروغ گفت .
ج : وعده مىدهد و حين الوعد شاك در وفاء است و بعدا هم وفاء نمىكند باز صدق الكذب بر اين وعده مشكل است .
د : انّما الكلام در اين فرض است كه وعده مىدهد و حين الوعد هم عازم
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٧٠