و وزير هم حكم را به جلّاد ابلاغ مىكند و جلّاد هم حكم را در مورد مجرم به مرحلهء اجراء مىگذارد ، حكم ، ممكن است يك ليوان آب آوردن باشد يا به پشت گرفتن سه نفر و بردن آنها به مكان ديگر باشد و يا هر حكمى كه ميل شاه باشد . ]
و صولجان يعنى چوگان بازى [ قسمى بازى كه وسيلهء آن چوگان و گوى است و آن را سواره و پياده بازى كنند ، و چوگان چوبى است كه دستهء آن راست و باريك و سرش كمى خميده است و در بازى مخصوص چوگان بازى ، با آن گوى زنند . و گوى ، گلولهاى از چوب است كه مىسازند و با چوگان بازى كنند . ]
و رمى بنادق [ پرتاب كردن بندق يعنى گلولههاى گلى يا باروتى يا سنگى يا سربى ] و رمى جلاهق [ پرتاب گلولههاى گلى كه با كمان گروهه پرتاب مىكردند . ]
و ايستادن بر روى يك پا [ كه مثل مرتاضين هندى مدتّها روى يك پا بايستد . ]
و تشخيص آنچه كه در دست ديگرى پنهان شده كه آيا جفت است يا طاق ، و انواع و اقسام بازيهاى ديگر كه در عرف و اصطلاح هر منطقه و محلّهاى موجود است .
و همچنين سر را زير آب بردن و مدتى در زير آب درنگ كردن كه بعض شافعيه اين را تجويز كردهاند ولى عندنا جايز نيست « 1 » [ از اين تعبير هم اجماع بر تحريم مسابقات مذكور عندنا مستفاد است . ]
قوله : و ظاهر المسالك : نظريهء دوّم در مسأله : عدهاى از بزرگان متأخرين از قبيل مرحوم شهيد ثانى
هامش
( 1 ) فرازهاى مذكور تماما از كتاب تذكرة الفقهاء ج 2 ص 354 نقل شد .