تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
عبارت علّامه مطلق است و شامل مسابقهء باعوض و بىعوض هر دو مىشود و ضمنا اختصاص به سه مثال مذكور هم ندارد چون دليل تحريم همان عموم نهى است كه آن هم تعميم دارد ، به بيانى كه ذكر شد . 4 - در جاى ديگر فرموده : مسابقه بر امور ذيل جايز نيست : مناطحة الغنم [ تحريك گوسفندها براى اينكه به يكديگر شاخ بزنند و دعوا كنند و عده‌اى تماشا كنند ] مهارشة الديك [ تحريك خروسها براى جنگ و برانگيختن آنها بر يكديگر . ] و لا فرق كه اين مسابقه باعوض باشد يا بىعوض . 5 - جاى ديگر فرموده : همچنين مسابقه با امورى كه در جنگ سودمند نيست [ يعنى مسابقهء اسلامى هم جهت‌دار است و بايد سرگرميهاى جوانان اسلامى براى آمادگى رزمى و . . . باشد ] جايز نمىباشد [ چه باعوض و چه بى عوض ] سپس موارد زيرا را به عنوان مثال آورده : بازى با انگشتر . [ شايد مراد همان حلقه‌بازى باشد كه در بعضى مناطق مرسوم است به اين صورت ، بازى با يك عدد حلقه ميان چهار نفر شروع مىشود : نفر اول حلقه را به كف دست مىگذارد سپس با پرتاب آن به طرف بالا ، فورا دست خود را وارونه مىكند تا حلقه در موقع فرود پشت دست قرار گيرد ، اگر موفق نشد نوبت به نفر بعدى مىرسد . و اگر موفق شد سعى مىكند تا با جابجا كردن حلقه . . . آن را روى انگشت شصت خود قرار دهد بطورى كه انگشت شصت داخل حلقه برود . در اين صورت مىگويند او شاه شده است ، سپس حلقه را به نفر بعد مىدهد او نيز همين سعى را مىكند و اگر موفق شد انگشت اشاره را داخل حلقه كند وزير مىشود . و نفر سوّم اگر موفق شد كه انگشت وسط را داخل حلقه كند جلّاد مىشود و نفر چهارم مجرم مىشود ، با حفظ سلسله مراتب شاه به وزير فرمان مىدهد ،