چون اجماع دليل لبّى است و قدر متيقن همان باب كشتى است ] ولى ظاهر استدلال علّامه نشان مىدهد كه خود اجماع موضوعيّتى ندارد بلكه مدركى است و مستند اجماع همهء علماء هم همين عموم نهى مذكور است .
و اگر اين شد ديگر اختصاص به باب كشتى ندارد بلكه غير از سه مورد مذكور در حديث هرچه كه باشد شامل است خواه كشتى باشد يا وزنهبردارى ، يا توپبازى يا پرش و . . . و لذا از اين عبارت يك حكم كلّى بدست مىآيد .
2 - در جاى ديگر فرموده : نزد علماء شيعه [ از اين تعبير اجماع استفاده مىشود . ]
مسابقه بر امور زير جايز نيست : پرتاب سنگ با دست [ كه كداميك زور و قوت بازويش بيشتر است . ] پرتاب سنگ با مقلاع [ فلاخن كه معمولا چوپانها با خود همراه دارند و براى دفع گرگ از آن استفاده مىكنند ] و پرتاب سنگ با منجيق [ آلتى مركب از فلاخن مانندى بزرگ كه بر سر چوبى قوى تعبيه مىشد و در جنگهاى قديم بوسيلهء آن سنگ و آتش به طرف دشمن پرتاب مىكردند . ]
و لا فرق در عدم جواز ، بين با عوض و بىعوض . [ موارد مذكور از باب مثال است و گرنه روى عموم لا سبق ، اختصاص به آنها ندارد . ]
3 - در فرازى ديگر فرموده : به عقيدهء فقهاء ما [ شيعه ] مسابقه بر امور زير جايز نيست : مراكب [ جمع مركب اعم از چيزهايى كه در دريا مركب واقع مىشود يا در خشكى يا در هوا ] سفن [ خصوص كشتىها و چيزهايى كه در دريا مركوب واقع مىشوند . پس ذكر خاص بعد از عامّ است و يا مراد از مراكب خصوص مركبهاى برىّ و زمينى است در مقابل دريايى ، پس عام نيست . ]
طيّارات [ شايد مراد بادبادك باشد كه به شكل مربع از كاغذ مىسازند و به نخى مىبندند و در هوا رها مىسازند ، و شايد مراد كشتىهاى تيزرو و سريع باشد كه گويا پرواز مىكنند . و در اين صورت ذكر خاص بعد از عام خواهد بود . ] باز
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 436
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٣٦