قوله : اللهم : مرحوم شيخ در جواب مىفرمايد : امّا قضيّه تصرف در آن تخممرغها از نظر حكم تكليفى ، آنست كه بگوييم : مجرّد تصرف در حرام واقعى از محرّمات واقعيه نيست كه چه بدانيم و چه ندانيم اين تصرف حرام باشد بلكه از محرمات علميه است يعنى اگر بدانيم حرام است و اگر جاهل باشيم حرام نيست [ روى اصل برائت و . . . ] و در اينجا چون امام عليه السّلام نمىدانسته و خبر نداشته پس آن تصرفات در حق او حرام نبوده است .
پس امام عليه السّلام حرامى را مرتكب نشده تا مشكلى داشته باشيم . [ و اينكه چگونه خبر نداشته بيانش اينست كه : نسبت به احكام شرعيه امام عليه السّلام هميشه عالم است و حكم كلى را مىداند كه چه حرام است و چه واجب ولى نسبت به موضوعات خارجيّه كه از جملهء آنها تصرّف امام در تخممرغ باشد طبق بعض روايات علم امام به موضوعات يك علم ارادى است يعنى اگر بخواهد و اراده كند كه و ما تشاؤن الّا ان يشاء الله ، عالم مىشود و الّا فلا و چون در اينجا اراده نبوده پس علم هم نبوده پس تصرّف مذكور حرام نبوده است . ]
و از نظر حكم وضعى هم مىگوييم : درست است كه اثر وضعى تابع علم و جهل نيست
[ مثلا كسى كه سمّ مهلك مىخورد حتما مسموم خواهد شد و خواهد مرد حال به هنگام خوردن بداند كه اين سم است يا نداند ، علم و جهل موجب تبدّل واقع نيست . ] ولى تأثير واقعى در صورتى است كه غذاى حرام در معده بماند و معده روى او كارش را انجام دهد و آن را متناسب با بدن سازد و بدل از ما يتحلّل شود [ چون بدن مثل كارخانهاى است كه دايم در حال سوخت و سوز است و اجزايى را از دست مىدهد و اجزاى جديدى را بدست مىآورد . ]
و فرض اينست كه غذاها در معده نماند و جذب بدن نشد بلكه در اوّلين
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٣٣