تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
و عبد حضرت عليه السّلام به او عرض كرد : با اين تخم‌مرغها قمار شده حضرت طشتى را طلبيدند و آنچه را خورده بودند قى كردند « 1 » حال در ارتباط با اين روايت دو مشكله مطرح است . 1 - گفتيم در صورت تلف عين ، متلف ضامن به بدل است و چون تخم‌مرغ قيمى است پس امام بايد قيمت آنها را بپردازد و جاى تحويل عين نيست ، در حالى كه امام آنها را قى كرد و برگرداند كه ظاهرش اينست كه نفس اينها را به صاحبش ردّ كند ، با اينكه تخم‌مرغ پس از خورده شدن تالف محسوب مىشود نه باقى و موجود ، شيخ مىفرمايد : از كجا معلوم كه قى كردن براى ردّ به مالك بوده تا شما آن حرف را بزنيد ؟ بلكه شايد براى اين بوده كه غذاى حلال جزء بدن امام عليه السّلام و بدل ما يتحلّل نشود ، چرا كه اثر وضعى دارد و توفيقات را كم مىكند و . . . پس قيئ كردن براى اين منظور بوده و اصل ضمانت هم جاى خودش باقى است . 2 - قوله : و لكن يشكل : مشكل اصلى ما در روايت يك مشكل اعتقادى است و آن اينكه : ما معتقديم و روايات هم دلالت دارند بر اينكه : هيچگاه امام عليه السّلام از روى غفلت و عدم توجّه و التفات ، حرام واقعى را مرتكب نمىشوند ، و واجب واقعى را ترك نمىكنند و دقيقا به همين دليل معتقديم كه امام عليه السّلام از روى جهل و ندانستن هم حرام واقعى را مرتكب نمىشوند و واجب واقعى را ترك نمىكنند [ آن هم حرام يا واجبى كه تابع مصالح و مفاسد واقعيه است و با علم و جهل عوض نمىشود . ] حال ظاهر داستان مذكور نشان مىدهد كه امام عليه السّلام معاذ الله از روى جهل و نادانى حرام واقعى را مرتكب شده‌اند و اين با مبانى عقيدتى ما سازگار نيست . اين مشكل را چگونه حلّ كنيم ؟
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 119 باب 35 حديث / 2